« يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ » 3 تفسير حسينى نوشته است : در فتوحات آورده كه سرّكم اشارت است به نسبت باطنى انسان ، و جهركم عبارت از نسبت ظاهرى او است ، و در نقد النّصوص فرموده : انسان مرآتى است ذات وجهين ، در يك رويش خصائص ربوبيت پيدا ، و در ديگر رويش نقايص عبوديت هويدا ، چون بخصايص ربوبيّت نگرى از همه ى موجودات بزرگوارتر است ، و چون نقايص عبوديت شمرى از همه كاينات خوارتر و بىمقدارتر است .
رباعى
چون در خود از اوصاف تو يابم اثرى
حاشا كه بود نيكتر از من دگرى
و اندم كه فتد به حال خويشم نظرى
در هر دو جهان نباشد از من بترى
پس حقّ سبحانه و تعالى ميفرمايد كه اسرار و خصايص شما در مرتبه ى غيب ميدانم ، و آثار نقايص شما را در عالم شهادت مىشناسم ، و ديگر مىدانم آنچه شما مىكنيد از عملى كه سبب ترقّى باشد در درجات انسانيّت ، يا موجب تنزل بدركات حيوانيت ، و دانستن اين دانائى سالك را بر آن دارد كه با صلاح و تزكيه ى اعمال مشغول شده از حضيض استيفاى حظوظ حيوانى بذروه ى استيناس نعيم روحانى متصاعد گردد . قطعه :
حيف باشد كه عمر انسانى
چون بهائم بخواب و خور گذرد
آدمى مىتواند از كوشش
كز فرشته بفضل درگذرد
سخن ما : 1 - يادآورى و توجّه دادن مردم بت پرست و بىدين است بيك واقعيّت وجدانى كه اين آفرينش بزرگ كه زمين و آسمان و روشنى و تاريكى است يا افراد كوچك كه شما جنس دو پا و آدميزاد باشيد و پيدايش و بقاى شما از همين كره ى زمين و خاك هست ، همگى آفريده ى يك قدرت است كه ستودگى ، و پاكيزگى منحصر به آن است چون عيب و نقص و ناتوانى در آن متصوّر نيست كه اگر نه چنين باشد آفرينش بدين عظمت از او ممكن نيست . دوّم - آغاز بجمله ى « الْحَمْدُ لِلَّه » شايد براى همين باشد كه نشان بدهد اين آفرينش پهناور مستلزم