قدرت حقّ شخصيّت استوار ندارد .
سخن مفسّرين : « يا أَهْلَ الْكِتابِ » 79 مجمع : روى اين سخن با مسيحيها است كه عيسى را خدا و پسر خدا ميدانند ، ولى بعضى گفتهاند مقصود يهود و مسيحى است كه يهود هم در بدرفتارى با عيسى عليه السّلام و محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم زياده رو بودند .
« أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا » 80 مجمع : يعنى پيشوايان يهود و مسيحيها كه پيرو هوا و هوس بودند و آنچه بميل خود ميخواستند حكم دين ميشمردند ، به اين جمله مردم دوران پيغمبر را نهى مىكند از پيروى گذشتگان خودشان كه آنطور گمراه بودند .
« وَضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ » 80 مجمع : اين جمله را دو معنى كردهاند :
1 - زجّاج گفته است : چون ديگران را گمراه كردند ، پس گمراهى علاوه است از آنچه خود بغلط ميرفتند . 2 - اوّل گمراه بودند كه در حقّ عيسى بد قضاوت كردند و بعد از راه مستقيم دين اسلام هم منحرف و گمراه شدند .
فخر : در اين جمله ها بسه درجه ى ضلالت توصيف شدهاند : 1 - بيشتر گمراه بودند ، 2 - ديگران را هم مثل خود گمراه كردند ، 3 - بر گمراهى تاكنون هم باقى هستند ، و اين بالاترين حالت دورى از رحمت است و ممكن است مقصود از اين جمله آن باشد كه چون اضلال و بد راهى مردم را هدايت و ارشاد مى - پنداشتند ، اين خود گمراهى ديگرى بود ، و ممكن است مقصود از جمله ى اوّل گمراهى از راه دين باشد ، و دوّم گمراهى از راه بهشت .
روح البيان : يعنى از راه مستقيم منحرف شدند كه پيغمبر را تكذيب كردند و بر آنحضرت حسد بردند . و شيخ نجم الدّين در تأويلات گفته است مسيحيها خواستند از راه عمل حقّ را دريابند و از راه عقل احوال انبياء را بفهمند سرگردان شدند ، چون ديدند مسيح مرده زنده مىكند و از گل پرنده مىسازد ، و اين اعمال كارهاى خدا است ، پس بايد مسيح پسر خدا باشد كه « الولد سرّ ابيه » پسر آئينه پدر است ، و نيز چون ديدند عيسى بدون پدر متولَّد شده است عقل
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 330
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٣٠