آنى ، و از دورت ميپندارند و نزديكتر از جانى ،
گفتم صنما مگر كه جانان منى
اكنون كه همى نگه كنم جان منى
ميگويد : اى شما كه شريعت پذيرفتيد حقيقت بپذيريد ، شريعت چيست ؟
حقيقت چيست ؟ شريعت چراغ است حقيقت داغ است ، شريعت بند است ، حقيقت پند است ، شريعت نياز است ، حقيقت ناز است ، شريعت اركان ظاهر است ، حقيقت اركان باطن است ، شريعت بواسطه است ، حقيقت بمكاشفه است .
ابو الفتوح : در معنى اين جمله چند قول گفتند :
1 - اى كسانى كه به زبان اظهار ايمان كردهايد بدل هم آن را بپذيريد .
2 - اى كسانى كه مؤمن شدهايد در ايمان خود مستقيم و پايدار باشيد .
فخر : يعنى اى مردمى كه بتقليد مؤمن هستيد مؤمن با دليل باشيد .
مجمع : روايت كردهاند كه عبد اللَّه بن سلام عالم يهودى با عدّه اى از موافقين خود حضور پيغمبر رسيدند و عرض كردند : ما به تو و قرآن تو و بموسى و تورات او ايمان داريم و ديگرى را قبول نداريم ، اين آيه براى جواب آنها نازل شد كه بايد به همه ى اينها مؤمن باشيد و آنها هم پذيرفتند .
« وَالْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ » - تا - « أَنْزَلَ » 136 ابو الفتوح : ابن كثير و ابو عمرو و كسائى « نزّل و انزل » با ضمّ اوّل و كسر زاى به صيغه مجهول قرائت كردهاند ، و بقيّه ى قاريها با فتح اوّل و فتح زاى به صيغه ى معلوم خواندهاند ، و در نتيجه معنى تفاوتى نيست .
« وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّه وَمَلائِكَتِه » 126 تا آخر طبرى : يعنى انكار و كفر بيكى از اينها در نتيجه كافر شدن به همه ى آنها است و قبول بعضى از آنها حقيقت ايمان نيست و بايد به همه ى آنها ايمان باشد ، و معنى « ضَلالًا بَعِيداً » آن است كه از راه مستقيم دور شده و بسوى مهلكه رفته است .
مجمع : يعنى انكار نبوّت پيغمبر موجب انكار همه ى اديان و كتب است . و حسن بصرى گفته است : جمله ى « ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً » يعنى راه يگانگى و يكدلى و الفت را بسته است .