و هم اين مطلب ابو الفتوح است : يتيم طفل بىپدر است و اگر بالغ شد يتيم نيست بايد مالش را به او بدهند ، پس اينطور عبارت مجاز است بمناسبت حالت پيش از موقع تسليم مال يعنى آنهائيكه يتيم و در سرپرستى شما بودند آنگاه كه بالغ شدند اموالشان را بدهيد ، چنان كه پيغمبر را تا مدّتها يتيم ابو طالب ميناميدند ، به مناسبت دوران گذشته كه يتيم و در سرپرستى ابو طالب بود .
روح البيان : يعنى مال يتيمان را بخودشان بدهيد تا از بلاى حرص و دون همتى پاك شويد و بامانت و ديانت و پاكدلى آراسته شويد كه اين رذائل پرده ى غفلت و دورى از فيض است .
سعدى
يكى خار پاى يتيمى بكند
بخواب اندرش ديد صدر خجند
كه مىگفت و در روضه ها مىچميد
كه آن خار بر من چه گلها دميد
« وَلا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ » 2 طبرى : يعنى جنس خوب از مال يتيم را با جنس بد مال خود عوض نكنيد . مجاهد گفته است : يعنى پيش از آنكه روزى حلال براى تو برسد دست بمال حرام يتيم دراز مكن .
ابو الفتوح : عطاء گفته است : چون بمال يتيم تجارت مىكردند و از سود آن براى او چيزى منظور نمىكردند پس مال حلال و نتيجه ى زحمتشان با حقّ يتيم تبديل مىشد .
كشّاف : يعنى عوض نكنيد كار خوب كه حفظ مال يتيم باشد به كار بد كه از نظر انداختن و بيباكى در آن باشد .
« وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ » 3 مفسّرين اين جمله را چنين معنى كردهاند كه مال يتيم را با مال خود علاوه نكنيد و تصرف نكنيد .
مجمع : ممكن است معنى اين باشد : كه جنس خوب آنها را با بد خود مخلوط نكنيد براى تصرف و استفاده كه موجب ضرر بر يتيم است و گر نه آميختن مال