« ينادى » از مصدر ندا بمعنى : آواز دادن .
« سيئات نا » جمع « سيّئة » بمعنى : بدى و كار زشت .
« اكفّرنّ » از مصدر تكفير بمعنى پوشيدن گناه آمرزيدن ، دست به سينه تواضع كردن .
جهت نزول : اسباب النّزول از ابن عبّاس نقل كرده است كه اعراب از يهود معجزات موسى را پرسيدند آنها عصا و يد بيضا را در جواب گفتند و از مسيحيها پرسيدند آنها هم جواب دادند ، آنگاه از پيغمبر تقاضا كردند كه كوه صفا براى آنها تبديل به طلا شود ، آيت اوّل در جواب آنها نازل شد .
ترجمه : 190
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز براى مردم خردمند هر يك نشانه اى است بر قدرت خداوند .
191 همان خردمندان كه ايستاده و نشسته و پهلو بر زمين نهاده به ياد خدا بوند و به اين آفرينش بينديشند و گويند :
پروردگارا نه اينان بيهوده آفريدى كه از هر بدى تو پاكى پس ما را ز بدى و آزار آتش دور بدار .
192 پروردگارا آن را كه تو به آتش برى خوارش كنى [ كه ستمكار است ] و ستمكاران را ياورى نباشد .
193 پروردگارا شنيديم منادى فرياد مىكرد :
بپروردگار خود مؤمن شويد و ما مؤمن شديم پس تو گناهان ما بيامرز و بديهاى ما بپوش و ما را همچنان نيكان بميران [ تا برستاخيز همره ايشان باشيم ]
194 اى خدا آنچه به زبان پيغمبران نويدمان دادى بما برسان و برستاخيز خوارمان مكن كه نويد تو استوار بود .
شأن نزول : مجمع : نقل است ام سلمه كه يكى از همسرهاى محترم پيغمبر است به آن حضرت عرض كرد : چرا با نام مهاجرين نام زنها در قرآن نيامده است ؟
آيت آخر ( 195 ) فاستجاب براى جواب آن محترمه نازل شد .
ترجمه :
195 پس پروردگارشان خواسته ى آنها را پذيرفت چه ما كار كس نابود نكنيم خواه مرد باشد خواه زن كه همگى از يكدگر هستيد پس آنها كه ميهن بگذاشتند وز خانه بيرونشان كردند و به راه ما آزار كشيدند و جنگيدند و كشته شدند البتّه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٤