ابن عبّاس در جواب گفت : اين آيه بشما مربوط نيست زيرا كه پيغمبر ( ص ) چند نفر يهود را دعوت كرد و چيزى پرسيد آنها جواب ديگر دادند و اصل مطلب را پوشيده داشتند و به اين كار خود شاد بودند و انتظار داشتند كه از آنها قدردانى شود ، و اين آيات را خواند * ( ( وَإِذْ أَخَذَ اللَّه مِيثاقَ « الخ .
« فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ » 188 ابو الفتوح : ضحّاك و عيسى بن عمرو بتاء قرائت كردهاند . يعنى : تو اى پيغمبر و اى مسلمانان گمان مبريد آنها را ، مجاهد و ابن كثير و ابو عمرو بياء خواندهاند يعنى : آنها خود را نپندارند و جهت تكرار جمله را مفسّرين مثل بيضاوى و ابو السعود و ابو الفتوح فقطَّ تأكيد دانستهاند چون اوّل آيه اين جمله بوده است و چند جمله ى ديگر تا نتيجه ى مطلب فاصله شده است از اينجهت براى تأكيد و روشن شدن مطلب دوباره آورده شده است .
سخن ما : 1 - توبيخ مىكند آنهائى را كه علم خود را پنهان مىكنند و دانسته و فهميده حقايق را براى استفاده ى شخصى به صورت ديگر جلوه مىدهند .
2 - ادب مىكند آنهائى را كه براى خود مقام و منزلت معيّن كردهاند و با اينكه ارزش و خدمتى براى مردم ندارند فقط بسرمايه ى شخصى و يا تملَّق و خوش آمد گفتن از صاحبان قدرت خوشوقت هستند و افتخار مىكنند و مىخواهند ديگران آنها را بزرگ بشمارند و محترم بدارند . آيت 188 با جمله ى * ( ( يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا « اين مردمرا معرّفى مىكند و با جمله ى * ( ( فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ » سرنوشت آنها را نشان مىدهد .
مثنوى حال اين گونه مردم را در قيامت چنين توصيف كرده است :
نامه اى آيد بدست بنده اى
سر سيه از جرم و فسق آكنده اى
اندر او يك خير و يك توفيق نه
جز كه آزار دل صدّيق نه
پر ز سر تا پاى زشتى و گناه
تسخر و خنبك زدن بر اهل راه
آن دغل كارى و دزدىهاى او
و آن چو فرعونان انا انّاى او
چون بخواند نامه ى خود آن ثقيل
داند او كه سوى زندان شد رحيل
آن هزاران حجّت و گفتار بد
بر دهانش گشته چون مسمار بد