معنى لغات : « حسبتم » با صداى زير سين از مصدر حسبان با كسر حاء به معنى ظنّ و گمان .
« تلقوه » از مصدر لقاء با صداى زير لام بمعنى برخورد كردن و ديدن و استقبال كردن .
« خلت » از مصدر خلوّ بر وزن فعول ، با صداى جلو خاء و خلاء با فتح به معنى تهى شدن و محلَّى را خالى كردن و كوچ كردن و كسى در جاى خود تنها ماندن و بر چيزى اقتصار و بس كردن و خلوت و منحصر كردن .
« انقلبتم » از مصدر انقلاب ، بمعنى صورت و حالت دگرگون شدن و وارونه شدن و برگشتن .
« اعقاب كم » جمع عقب با سكون و كسر قاف بمعنى پاشنه ى پا ، فرزند و نواده .
« مؤجّل » داراى مدّت و هنگام معيّن شده .
« كايّن » مركّب است از كاف تشبيه و « اي » و به همين جهت ( كاىّ ) بدون نون هم تلفّظ مىشود بمعنى چه بسا و بسيار و بمعنى استفهام از عدد نيز استعمال شده است المنجد در معنى اين كلمه مىنويسد : ابىّ بن كعب از عبد اللَّه مسعود پرسيد : « كايّ تقرأ سورة الاحزاب » ، او جواب داد : « ثلاثا و سبعين » .
« ربّيّون » جمع ربّى با صداى زير راء بمعنى جماعت و گروه .
« استكانوا » از مصدر استكانه بر وزن « استغاله » بمعنى خارى و فروتنى .
جهت نزول : اسباب النّزول سيوطى : از ابن عبّاس است : عدّه اى از اصحاب
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٢٠