حديث هول قيامت كه گفت واعظ شهر
كنايتى است كه از روزگار هجران گفت
غم كهن بمى سالخورده دفع كنيد
كه تخم خوشدلى اين است پير دهقان گفت
من و مقام رضا بعد از اين و شكر رقيب
كه دل به درد تو خو كرد و ترك درمان گفت
گره بباد مزن گرچه بر مراد وزد
كه اين سخن به مثل مور با سليمان گفت
مزن ز چون و چرا دم كه بنده ى مقبل
قبول كرد بجان هر سخن كه دهقان گفت
بعشوه اى كه سپهرت دهد ز راه مرو
ترا كه گفت كه اين زال ترك دستان گفت
بيا و باده بخور ز آنكه پير ميكده دوش
بسى حديث غفور و رحيم و رحمان گفت
كه گفت حافظ از انديشه ى تو آيد باز
من اين نگفتهام آنكس كه گفت بهتان گفت
نظير اين مثل قرآن در انجيل لوقا باب دوازدهم از جمله ى 16 ببعد ديده مىشود ، هر كس بخواهد مقايسه كند به آن جا مراجعه نمايد .
سخن ما : يادآورى شده است و تشبيه كه اگر كارى اساس آن درست نبود نتيجه ى آن هم نابود است چنان كه در كارهاى زندگى خود همه روز نظير آن را مىبينيد پس كار كج انديشان و كافران چنين است .