تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
حديث هول قيامت كه گفت واعظ شهر كنايتى است كه از روزگار هجران گفت
غم كهن بمى سالخورده دفع كنيد كه تخم خوشدلى اين است پير دهقان گفت
من و مقام رضا بعد از اين و شكر رقيب كه دل به درد تو خو كرد و ترك درمان گفت
گره بباد مزن گرچه بر مراد وزد كه اين سخن به مثل مور با سليمان گفت
مزن ز چون و چرا دم كه بنده ى مقبل قبول كرد بجان هر سخن كه دهقان گفت
بعشوه اى كه سپهرت دهد ز راه مرو ترا كه گفت كه اين زال ترك دستان گفت
بيا و باده بخور ز آنكه پير ميكده دوش بسى حديث غفور و رحيم و رحمان گفت
كه گفت حافظ از انديشه ى تو آيد باز من اين نگفته‌ام آنكس كه گفت بهتان گفت
نظير اين مثل قرآن در انجيل لوقا باب دوازدهم از جمله ى 16 ببعد ديده مىشود ، هر كس بخواهد مقايسه كند به آن جا مراجعه نمايد . سخن ما : يادآورى شده است و تشبيه كه اگر كارى اساس آن درست نبود نتيجه ى آن هم نابود است چنان كه در كارهاى زندگى خود همه روز نظير آن را مىبينيد پس كار كج انديشان و كافران چنين است .