سخن مفسّرين : « وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْه » 75 طبرى : با اينكه معلوم است مردم دو دستهاند : امين و خائن ، منظور در اين آيه توجّه دادن پيغمبر ( ص ) و مسلمانان است باخلاق يهود تا مغرور نشوند زيرا آنها اموال مسلمين را حلال ميدانستند .
« ما دُمْتَ عَلَيْه قائِماً » 75 طبرى : يعنى روى سر او بايستى .
ابو الفتوح نوشته : أبو روق گفت معنى آن است كه چندانى معترف باشد كه تو ايستاده باشى در وقت نهادن چون به روى و روزگارى برآيد منكر شود .
« فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » 75 ابو الفتوح نوشته است : جهودان در امانت خيانت كردند باستحلال و گفتند : مال عرب ما را حلال است براى آنكه ايشان بر دين ما نيستند ، و بعض ديگر از ايشان گفتند : مالهاى عرب همه ما را است و ايشان بر ما غصب كردند بهر وجه كه فرصت يابيم ما را حلال باشد كه مال ايشان برگيريم .
حسن بصرى و ابن جريج و مقاتل گفتند : از ميان جماعتى جهودان معاملتى و مبايعتى بود . چيزى بدادند و چيزى بماند بر ايشان ، آنان كه صاحب حقّ بودند ايمان آوردند چون وقت اداى مال درآمد تقاضا كردند ايشان گفتند : ما را چيزى بشما نبايد دادن كه شما دين ما رها كرده اى و بدين محمّد رفته و دعوى كردند كه در كتاب ما چنين است .
« يَقُولُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ » 75 مجمع : اين جمله براى ردّ ادّعاى يهود است كه دين ما اجازه داده است مال مردم را بخوريم ، با اين جمله فهمانده است كه اين ادّعا دروغ است و خود هم مىدانند .
طبرى : روايت كردهاند كه چون اين آيه نازل شد . پيغمبر فرمود : اين جهودان دروغ مىگويند ، آنچه در جاهليت و قبل از اسلام مرسوم بوده است به زير پاى من است مگر امانت كه بايستى به صاحبش تسليم شود چه مسلمان و چه كافر باشد . و هم روايت كردهاند : صعصعه از ابن عبّاس پرسيد : ما در جنگ از اموال كافران مرغ يا گوسفند مىگيريم اين جايز است يا نه ؟ او گفت چه حقّى داريد اين مانند همان كار است كه قرآن سرزنش مىكند آنها را كه مىگفتند : « لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١١٢