هر دو به يكديگر دروغ مىگويند ، آنكه بدروغ اظهار مىكند . و آنكه تظاهر به قبول مىنمايد . ندانم در كجا خواندم : چون عبد الملك مروان بخلافت رسيد ، سخن مردم را نمىپذيرفت و تن بگفتارشان نمىداد ، عبد اللَّه زبير و يا ديگرى گفت : خدا بيامرزد معاويه را كه ما گولش مىزديم و او هم خود را فريب خورده نشان مىداد .
2 - جمله ى « أَنْ يُؤْتى أَحَدٌ » ، نوشتيم كه بعضى اين جمله را نقل سخن يهود دانستهاند ، ولى ممكن است بگوئيم : اينهم يكى از آن مظاهر شخصيّت بزرگ پيغمبر ( ص ) است كه با اين بيان اعلام فرمود : اين روش تربيت كه من براى شما آوردهام همانند آن در جهان يافت نخواهد شد . و همين است معنى وحى از جانب خدا و معجزه كه موجب چنين اطمينان بوده است .
3 - آيت آخر مىفهماند : در كوششهاى زندگى اگرچه نقشه ى كار روز و دنبالگيرى از آن كار شما است ليكن وابستگى شما بآفرينش و ارتباط تمام موجوديّت به يكديگر نمىگذارد آنچه فكر مىكنيد بتوانيد انجام دهيد و خواه و ناخواه در برابر آن مهربانى و بخشش بايستى همگى تسليم باشيد تا از آن افاضه ى فيض بشود .
صفيعليشاه مىگويد :
كى بود قادر كسى بر رزق كس
تا چه جاى خلق يا جان يا نفس
نان تواند داد آن كو جان دهد
عقل و نفس و روح بر انسان دهد