سابق و گفته است : او متظاهر در دشمنى است چون تعهّد كرده است با ده وسيله دشمنى خود را با انسان انجام دهد در اين آيات « وَلأُضِلَّنَّهُمْ « 1 » الخ » كشف : دشمنى شيطان با انسان خوددارى او از سجده براى پدرشان آدم بوده است و وسيلهى بيرون كردن او از بهشت شده است پس اين دشمنى هرگز آخر ندارد .
* ( إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشاءِ ) * - 169 روح البيان : در جملهى « يأمر » تشبيه است وسوسهى شيطان بفرمان تخلَّف ناپذير و پيروانش به شخص بىخرد كه نفهميده بفرمان او هستند و كلمهى « سوء » يعنى آنچه در آخر كار براى آدمى اندوه آور باشد چه كار بوسيلهى پارههاى تن باشد يا بوسيلهى دل .
كشف نوشته است : هر معصيتى كه شريعت در آن حدّى واجب نكند آن را سوء گويند و هر چه حدّى شرعى واجب شود چون زنا و سرقت و مانند آن را فحشاء گويند .
* ( وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ ) * - 169 كشف الاسرار : كليّهى مذاهب باطل مصداق اين جمله شمرده شده است چونكه هر نسبتى به خدا بدهند حكمى يا عقيدهاى است بر خلاف علم و بعضى گفتهاند :
شخصى كه علم ندارد و بتقليد از ديگران كارى مىكند . اگر مطلبى مربوط به عمل تقليدى خود اظهار كند مشمول اين آيه و مورد جلوگيرى است از اين جور سخن كه دستور شيطان است زيرا كه علم ندارد و با نداشتن علم چيزى گفته است كه نمىداند .
تفسير صافى : از امام صادق ( ع ) روايت شده است : از دو خصلت بپرهيز كه هلاك آدمى در آن است : يكى حكم و فتواى برأى و عقيدهى خود و ديگرى عقيدهى بر خلاف علم . و روايت شده است كه از امام باقر ( ع ) پرسيدند چه حقّى است از خدا نسبت
هامش
( 1 ) سورهى نساء آيت 118 .