از كسى بستدهاند و مدّتى بداشته و به دو تمتّع كرده اكنون چون خداوندش باز ميخواهد خشم ميآيد ايشان را و اظهار كراهت و جزع مىكنند ؟ گفت : بىخرد مردمانند و بىانصاف . گفت : اكنون بدان كه پسر تو عاريه بود خداى تعالى بما داد مدتى اكنون باز ستده از حقّ ما آن است كه رضا و تسليم كار بنديم . مرد گفت : نيكو مىگوئى « إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * و الْحَمْدُ لِلَّه » بامداد چون پيش رسول رفت او را گفت : خداى شب دوشين مبارك گرداند بر شما . خداى تعالى او را پسرى ديگر بداد و عقبش از او بماند . روز جنگ احد زنى مىآمد سه كشته بر شترى بسته بر پيغمبر عليه السلام بگذشت رسول عليه السلام گفت او را كه اينان چه كسند ؟ گفت برادرم و پسرم و شوهرم يا رسول اللَّه اگر صبر كنم مرا چه باشد ؟ گفت : اگر صبر كنى بهشت تو را باشد گفت : پس از اين باك ندارم .
* ( أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ ) * - 157 طبرى : صلوات يعنى آمرزش و صلوات خدا بر بنده آمرزش او است چنان كه روايت شده است از پيغمبر كه فرمود : « اللَّهمّ صلّ على آل ابي اوفى » « 1 » .
ابو الفتوح نوشته است : ابن كيسان گفت : صلوات اينجا ثناء است . ديگران گفتند : صلوات از خداى رحمت است .
سخن ما : 1 - قرآن براى تربيت انسان او را بطبيعتش راهنمائى مىكند تا به آنچه خداوند در آفرينش او باختيارش گذاشته است متوجّه شود و در مرتبهى اوّل از آن استفاده كند تا بتواند در زندگى شخصى و اجتماعى جلو برود و خوشبخت شود . روى اين اصل كلى اولين وسيلهى يارى و كومك در زندگى خاصيّت نهادى آدمى را يادآور شده است و گفته است : از شكيبائى براى زندگى يارى بجوئيد چون هر قدر نيروى خارجى در اختيار باشد تا از آنچه در نهاد انسانى است استفاده نشود به زودى وسائل خارجى نابود مىشود چنان كه
هامش
( 1 ) يعنى خدايا بيامرز آل ابى اوفى را .