اصل را اعتبار چندان نيست
روى تر گل ز خار خندان نيست
مى ز غوره شود شكر از نى
عسل از نحل حاصل است بقى
تأويلات : آيه اشاره است كه مقلَّد نباشيد و اعتماد به كار ديگران نكنيد كه هر كس هر عقيده و علم و عمل بچنگ آورده است نتيجهاش براى خود اوست پس با بصيرت باشيد و خود يقين پيدا كنيد و بر آن كار كنيد .
سخن ما : 1 - اعراب آن روز بپدران خود افتخار مىكردند و انتساب بابراهيم اسماعيل را از مفاخر خود مىشمردند سه آيت اوّل آنها را يادآورى مىكند : پدران موجب افتخار شما كه اين خانهى وسيلهى شرافت شما را ساختهاند دعا كردهاند كه پيغمبرى از نژاد خودتان بفرستد پس اى آل ابراهيم كه همه يهودى و مسيحى و عرب هستيد و بخصوص اى آل اسماعيل كه اعراب بتپرست هستيد از دعاى پيشوايان و پدران خود غافل نباشيد كه اين محمّد نتيجهى آن دعا است و قرآنش همان كتاب است كه آنها براى شما دعا كردهاند پس شما كه بابراهيم و اسماعيل افتخار مىكنيد پيروى او شايستهتر هستيد .
2 - آيت 128 جملهى « مِنْ ذُرِّيَّتِنا » يعنى بعضى از فرزندان ما شايد اشاره اين باشد كه چون همهى فرزندان و اولاد ممكن نيست يك فكر و يك عقيده باشند چيزى ممكن و شدنى خواسته است كه افراد لايقى در نسل او پيدا شوند .
3 - آيت 128 جملهى « أَرِنا مَناسِكَنا » چون منسك بمعنى طريقه و راه عبادت است و پيغمبر كه راهنماى بحقّ است همهى كارهاى زندگى را از راه حق مىبيند و مىكند . شايد مقصودش از مناسك همهى راههاى زندگى مادّى و معنوى باشد كه خدا او بنماياند از خوردن و خوابيدن تا نماز و روزه .
4 - در آموزش و پرورش مىگويند يكى از وسائل تحريك و تشويق ، طريقهى منفى است يعنى يادآورى معايب ديگران و نواقص را با كنايه گفتن .
در آيه 130 « وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ » تا آخر پس از يادآورى سوابق ابراهيم