شود و در پارههاى تن جنبش عبادت و بندگى توليد شود .
ابو الفتوح : اين جمله اشاره است كه خدا توبه را مىپذيرد .
* ( رَبَّنا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ ) * - 129 ابو الفتوح نوشته است : عرباض بن ساريهى سلمى گفت از رسول ( ع ) شنيدم كه مىگفت : من نزد خدا خاتم پيغمبران بودم و آدم در خاك خلقت خود به خاك آلوده بود . و شما را خبر دهم كه من دعاء پدرم ابراهيم هستم و بشارت عيسى و خواب مادرم كه در خواب ديد نورى از او جدا شد كه قصور شام به آن روشن شد .
فخر : ابراهيم دعا كرده است كه پيغمبرشان از خود آنها باشد براى اينكه نسب و شخص او را بشناسند و تصديق پيغمبرى او آسان باشد .
* ( يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ ) * - 129 مجمع : يعنى قرآن را براى آنها بخواند .
فخر : ممكن است مقصود از آيات نشانههاى ذات و صفات خداوند باشد و معنى تلاوت آنكه به ياد مردم بدهد و متوجّهشان كند و وادار كند بايمان به خدا .
* ( وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ ) * - 129 فخر : ممكن است مقصود آيات متشابه و محكم باشد و ممكن است مقصود مطالب كتاب باشد كه احكام و دستورات است و براى حكمت چند معنى شده بعضى گفتهاند :
« بلوغ النفس الانسانيّة الى كمالها الممكن في طرفي العلم و العمل « 1 » » ديگرى گفته است : « الحكمة هي الاصابة في القول و العمل » قفّال از بعضى فلاسفه نقل كرده است : « الحكمة هي الشّبّه بالاله به قدر الطَّاقة البشريّة » عبد اللَّه بن وهب گفت : از مالك پرسيدم معنى حكمت را كه در آيت هست گفت : شناسائى دين و فهميدن و عالم شدن و به آن عمل كردن .
هامش
( 1 ) يعنى رسيدن كمالات انسان به آخرين درجهى امكان هم در فكر و فهم و هم در كار .