تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
ولادت او را بر من آسان بگردان . يزيد بن قعنب گويد : پس ديدم ديوار خانه باز شد و شكاف برداشت و فاطمه از آن شكاف به درون خانه كعبه رفت و ديوار به حال اوّل برگشت ؛ جماعتى كه در آن جا بوديم ، برخاستيم تا قفل در را باز كنيم ، امّا قفل باز نشد ، از آن جا فهميديم كه اين شكافتن ديوار ، به امر پروردگار بوده و اين كرامتى است كه خداى متعال ، به آن مخدّره و فرزندش ، اختصاص داده است ؛ سه روز از اين ماجرا گذشت و در روز چهارم ، فاطمه در حالى كه مولود كعبه را به روى دست داشت ، از خانه بيرون آمد و گفت : بىگمان من از زنان با ايمان دوران گذشته برترى يافتم ، چرا كه آسيه دختر مزاحم ، خداى را در جايى به شكل پنهانى پرستش كرد كه خداوند دوست نداشت جز در حال اضطرار در آنجا پرستش شود ، يعنى خانهء فرعون كه مهد كفر و ستمگرى بود و مريم دختر عمران كه به هنگام ولادت مسيح ، به فرمان خداوند ، از بيت المقدس و عبادتگاهش خارج گرديده و مسيح را تولد نمود و از درخت خرماى خشكيده‌اى كه آن را تكان داد خرماى تازه تناول نمود ؛ اما من به فرمان خداوند ، به خانهء كعبه داخل شدم و از ميوه‌هاى بهشتى ، تغذيه نمودم و پس از پايان حمل كه خواستم از آنجا خارج شوم ، هاتفى مرا اعلام نمود كه اين مولود مسعود را ، على نام گذار ، چرا كه خداوند علىّ اعلى مىفرمايد : « من نام او را از نام خويش برگرفتم و او را به ادب خاص خود تربيت نمودم و بر دانش عميق خويش او را واقف ساختم ؛ اوست كه در آيندهء نه چندان دور ، خانه‌ام را از وجود بتها پاك ساخته و آنها را خواهد شكست و بر پشت بام خانه‌ام پس از شكستن بتها ، حكومت توحيد را اعلام خواهد كرد ، و مرا تقديس و تمجيد خواهد نمود ، خوشحال و شادمان باد ، آن كس كه او را دوست داشته و فرمانش را اطاعت نمايد و تيره روز باد ، آن كس كه با او دشمنى ورزد و فرمانش را تمرّد نمايد » . راوى گويد : روزى كه على ديده به جهان گشود ، از عمر پر بركت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سى سال گذشته بود ، پيامبر او را بسيار دوست مىداشت و به مادرش فاطمه دستور داد تا گهوارهء او را نزديك بسترش قرار دهد .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 34 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى