برابر پيشانى است با ترى آب وضو كه در كف دست مانده دست بكشد ، وبنابر احتياط
واجب با دست راست واز بالا به پايين وبا سه انگشت جلوى سر را مسح نمايد . ولازم
نيست همه قسمت جلوى سر را مسح نمايد ، بلكه هر قسمت از آرا مسح كند كافى
است .
" مسأله 266 " كسى كه موى سرش به اندازه اى بلند است كه اگر شانه كند به صورت
يا جاى ديگر سرش مىرسد ، هنگام مسح بايد با باز نمودن فرق ، پوست جلوى سر يا به هر
ترتيب ديگر بيخ موها را مسح كند ، واگر موهايش به اين اندازه بلند نيست ، كافى است
روى موها را مسح نمايد .
" مسأله 267 " مستحب است هنگام مسح سر بگويد : " اللهم غشني برحمتك وبركاتك
وعفوك " يعنى : " خدايا مرا با رحمت وبركتها وبخشايش خود بپوش " .
" مسأله 268 " پس از مسح سر بايد با ترى آب وضو كه در كف دست باقي مانده روى
پاها را از سر انگشت تا برآمدگى روى پا مسح نمايد ، واحتياط مستحب آن است كه تا
مفصل مسح شود ، وبنابر احتياط واجب با سه انگشت مسح نمايد وبهتر از آن مسح با تمام
كف دست است . ولازم نيست مسح بر شست پا باشد ، بلكه اگر انگشتهاى ديگر هم
مسح شود كافى است ، ولى بايد بر روى بلندى پا ختم شود .
" مسأله 269 " احتياط واجب آن است كه در مسح پاها دست را بر سر انگشتها
بگذارد وبعد به روى پا بكشد ، نه آن كه تمام دست را روى پا بگذارد وكمي بكشد .
" مسأله 270 " مستحب است هنگام مسح پاها بگويد : " اللهم ثبتني على الصراط
يوم تزل فيه الاقدام ، واجعل سعيى فيما يرضيك عنى ، يا ذا الجلال والاكرام " يعنى :
" خدايا آن روز كه گامها بر صراط مىلغزد گام مرا ثابت واستوار بدار ، وكوششم را در
آنچه از من خرسند مىشوى قرار ده ، اى دارنده شكوه وبزرگوارى " .
" مسأله 271 " هنگام مسح بايد جاى مسح خشك باشد ، واگر به اندازه اى تر باشد كه
ترى دست بر آن اثر نكند مسح باطل است ، ولى اگر ترى به اندازه اى كم باشد كه رطوبتى
را كه بعد از مسح در آن ديده مىشود بگويند فقط از ترى كف دست است اشكال ندارد .
" مسأله 272 " اگر آب مسح سر به آب صورت متصل شود وضو باطل نمىشود ، ولى
مسح پا نبايد با رطوبت گرفته شده از آب صورت باشد . همچنين اگر هنگام شستن صورت
مقدارى از موها هم خيس شود وموقع مسح سر رطوبت آن با رطوبت مسح مخلوط
شود ، وضو باطل نمىشود ، ولى مسح پا نبايد با آن رطوبت انجام شود .
" مسأله 273 " هنگام مسح بايد سر وپا را ثابت نگاه داشته دست را روى آن بكشد ،
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥٧