تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
ومطمئن درمان بيمارى منحصر به آن باشد در حد ضرورت اشكال ندارد . " مسأله 2979 " آشاميدن شراب وأنواع مشروبات الكلى حرام ودر بعضي از روايات بزرگترين گناه شمرده شده است ، واگر كسى شراب را حلال بداند ، در صورتي كه متوجه باشد كه لازمه حلال دانستن آن تكذيب خدا وپيامبر أكرم ( ص ) مىباشد كافر است . از حضرت امام جعفر صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمودند : " شراب ريشه بديها ومنشأ گناهان است ، وكسى كه شراب مىخورد عقل خود را از دست مىدهد ودر آن هنگام خدا را نمىشناسد واز هيچ گناهى باك ندارد وهيچ حرمتي را نگه نمىدارد وحق خويشان نزديك را رعايت نمىكند واز زشتيهاى آشكار رو نمىگرداند وروح ايمان وخدا شناسى از بدن أو بيرون مىرود وروح ناقص خبيثى كه از رحمت خدا دور است در أو مىماند ، وخدا وفرشتگان وپيامبران ومؤمنين أو را لعنت مىكنند وتا چهل روز نماز أو قبول نمىشود ، وروز قيامت روى أو سياه است وزبان أو از دهانش بيرون مىآيد وآب دهان أو به سينه اش مىريزد وفرياد تشنگى أو بلند است " . " مسأله 2980 " سر سفره اى كه در آن شراب مىخورند - اگر انسان يكى از آنان حساب شود - نبايد بنشيند ، واز چيز خوردن از آن سفره هم بايد اجتناب نمايد . " مسأله 2981 " بر هر مسلمان واجب است مسلمان ديگرى را كه در اثر گرسنگى يا تشنگى نزديك به مرگ است غذا يا آب بدهد وأو را از مرگ نجات دهد . " مسأله 2982 " كسى كه در اثر گرسنگى يا تشنگى به حد اضطرار رسيده وچيز حلال به دست نمىآورد ، مىتواند به حدى كه خطر را از خود دفع نمايد از چيز حرام بخورد يا بياشامد ، واگر ناچار شود از مال شخص ديگرى بخورد بايد عوض آن را بدهد . " مسأله 2983 " خوردن وآشاميدن از منزل يا باغ بستگان نزديك انسان مانند : پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دايى ، خاله ، فرزند ، همسر ونيز دوستان وكسى كه منزل وكار خود را به انسان محول نموده است ، در صورتي كه اطمينان يا گمان به راضى نبودن آنان نداشته باشد جايز است . مستحبات ومكروهات خوردن وآشاميدن : " مسأله 2984 " هنگام غذا خوردن چند چيز مستحب است : 1 - پيش از شروع به غذا خوردن وبعد از آن دستها را بشويد .
هامش
( 1 ) برگرفته از وسائل الشيعة ، كتاب الأطعمة والأشربة ، باب 12 از أبواب " الأشربة المحرمة " ، حديث 11 ، به ضميمه فروع كافى ، كتاب الأشربة ، باب " شارب الخمر " ، روايت 8 و 16 وباب بعد از آن ، روايت 5 .