وبنابر احتياط نسل آن حرام مىشود ، وبنابر احتياط واجب ادرار ومدفوع آن نيز نجس
است .
3 - بره وبزغاله اى كه از شير خوك بخورد تا رشد كند واستخوان آن محكم شود ، در
اين حالت گوشت وشير ونسل آنها حرام مىشود ، وبنابر احتياط واجب ادرار ومدفوع
آنها نيز نجس است .
" مسأله 2972 " حيواني را كه به خوردن مدفوع انسان عادت كرده اگر بخواهند حلال
شود بايد آن را " استبراء " نمايند ، يعنى تا مدتي از خوردن نجاست باز دارند وبه آن غذاى
پاك دهند ، به گونه اى كه ديگر نگويند نجاستخوار است . وبنابر احتياط واجب مدت
استبراى " شتر " چهل روز ، " گاو " سى روز وبهتر است چهل روز ، " گوسفند " ده روز
وبهتر است چهارده روز ، " مرغابى " پنج روز وبهتر است هفت روز ، " مرغ خانگى " سه
روز و " ما هي " يك شبانه روز مىباشد .
" مسأله 2973 " حيواني كه انسان با آن نزديكى كرده اگر جزو حيواناتى است كه
معمولا از گوشت وشير آن استفاده مىشود ، بايد بلا فاصله آن را بكشند وگوشت آن را
بسوزانند ، واگر از حيواناتى است كه معمولا از آن براي سواري وبار بردن استفاده
مىكنند - مانند : أسب وقاطر والاغ - بايد آن را به شهر ديگرى برده ودر آنجا به فروش
برسانند ، ودر هر دو صورت كسى كه با آن نزديكى كرده بايد خسارت آن را بپردازد .
" مسأله 2974 " حيواني كه با آن نزديكى شده اگر با حيوانات ديگر مخلوط ومشتبه
شد بايد از راه قرعه آن را تعيين نمايند ، بدين گونه كه أول گله را دو نصف مىكنند وپس از
قرعه آن نصف را كه مشخص شده باز دو نصف مىكنند تا بالآخرة آن حيوان مشخص شود .
" مسأله 2975 " خوردن چيزهاى نجس ونيز بنابر احتياط واجب هر چيز خبيثى كه
طبيعت انسان از آن متنفر است حرام مىباشد ، ولى اگر پاك باشد ومقدارى از آن به طورى
با چيز حلال مخلوط ودر آن مستهلك شود كه به حساب نيايد خوردن آن اشكال ندارد .
" مسأله 2976 " فرو بردن آب بيني وخلط سينه كه در دهان آمده ونيز فرو بردن غذايى
كه از لاي دندان بيرون مىآيد اگر طبيعت انسان از آن متنفر نباشد اشكال ندارد .
" مسأله 2977 " خوردن خاك وگل حرام است ، ولى خوردن مقدار كمي از تربت
حضرت سيد الشهداء ( ع ) براي شفا ونيز خوردن گل داغستان وگل ارمنى براي درمان - چنانچه درمان
منحصر به خوردن اينها باشد - اشكال ندارد .
" مسأله 2978 " خوردن ، آشاميدن ، تزريق ويا استعمال چيزى كه براي جسم يا روح
انسان ضرر قابل توجه دارد حرام است ، ولى اگر در موردى به نظر پزشك متخصص
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 537
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥٣٧