" مسأله 2910 " اگر كفش كسى را ببرند وكفش ديگرى به جاى آن بگذارند يكى از
دو صورت را دارد :
الف - چنانچه بداند كفشى كه مانده از همان كسى است كه كفش أو را برده ، در صورتي
كه از پيدا شدن صاحبش مايوس ويا برايش مشقت داشته باشد مىتواند آن را براي خود
بردارد ، ولى اگر بهاى آن از كفش خودش بيشتر است بايد هر گاه صاحب آن را پيدا كرد
كفش را عوض كند يا تفاوت قيمت را به أو بدهد ويا رضايت أو را به دست آورد ،
وچنانچه از پيدا شدن صاحب آن نا اميد شود بايد با اجازه حاكم شرع تفاوت قيمت را از
طرف صاحبش صدقه دهد .
ب - چنانچه احتمال دهد كفشى كه مانده مال ديگرى باشد نه مال كسى كه كفش أو را
برده است ، احكام مال گمشده را دارد كه در مسائل گذشته بيان شد .
" مسأله 2911 " لوازم وابزار واشيائى را كه براي تعمير ومانند آن نزد تعميركاران
وصاحبان صنايع مىبرند ، اگر صاحب آن جنس ناشناخته باشد وديگر سراغ آن نرود
وصاحب صنعت پس از جستجو وتحقيق از آمدن صاحب جنس نا اميد شود بايد آن را از
طرف صاحبش صدقه دهد ، وبنابر احتياط واجب با اجازه حاكم شرع باشد .
" مسأله 2912 " اگر دزد مالي را كه به سرقت برده نزد انسان امانت بگذارد ، جايز
نيست آن را به خود دزد برگرداند ، بلكه بايد آن را به صاحبش بدهد . واگر صاحبش به هيچ
وجه معلوم نيست حكم لقطه بر آن جارى مىشود .
" مسأله 2913 " اگر مالي از ديگران در بين أموال انسان باقي بماند وصاحب آن يا
محل ومكان أو به هيچ وجه معلوم نباشد به گونه اى كه رساندن مال به صاحبش براي أو
ميسر نيست واز پيدا كردن أو نيز مايوس باشد ، بايد آن را از طرف صاحبش وبا
اجازه حاكم شرع صدقه بدهد . همچنين اگر انسان در معاملات وداد وستدها كم وزياد
كرده ودر اثر مرور زمان صاحبان آنها را فراموش كرده است وشناخت آنان براي أو ميسر
نيست ، بايد عوض آنها را از طرف صاحبان آنها وبا اجازه حاكم شرع صدقه بدهد .
وبنابر احتياط در هر دو صورت اگر مقدار آن را نمىداند به قدرى صدقه دهد كه مطمئن
شود برى الذمة شده است . وبه اين كار در اصطلاح " رد مظالم " گفته مىشود .
مجهول المالك
" مجهول المالك " به مالي مىگويند كه صاحب آن مشخص نيست .
" مسأله 2914 " اگر حيواني همچون گوسفند يا مرغ وارد خانه انسان شود وصاحب