تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
4 - كودك شير را از پستان بمكد ، نه آن كه در گلوى أو بريزند يا بدوشند وبه وسيله ديگرى به أو بخورانند ، هر چند احتياط خوب است . 5 - شير خالص باشد ، نه آن كه با چيز ديگر آميخته شود ، مگر آن كه آنچه با شير مخلوط شده به گونه اى كم باشد كه در شير مستهلك شود . 6 - شير از يك شوهر باشد ، پس اگر زن شير دهى طلاق گرفته وبعد از آن شوهر ديگرى اختيار كند واز أو آبستن شود وتا موقع زاييدن شيرى كه از شوهر أول داشته باقي باشد ومقدارى پيش از زاييدن از شير شوهر أول ومقدارى پس از زاييدن از شير شوهر دوم به كودك بدهد آن كودك به كسى محرم نمىشود . 7 - كودك به علت بيمارى شير را برنگرداند ، ودر صورتي كه شير را برگرداند بنابر احتياط واجب كساني كه به واسطه شير خوردن به آن كودك محرم مىشوند با أو ازدواج نكنند ونگاه محرمانه نيز به أو ننمايند . 8 - كودك يا پانزده مرتبه يا يك شبانه روز به طور پيوسته وبدون آن كه شير زن ديگر يا غذاى ديگر خورده باشد از آن زن شير سير بخورد ويا مقدارى به أو شير دهند كه بگويند از آن شير استخوانش محكم شده وگوشت در بدنش روييده است ، بلكه اگر ده مرتبه هم به أو شير دهند بنابر احتياط كساني كه به واسطه شير خوردن به أو محرم مىشوند با أو ازدواج نكنند ونگاه محرمانه نيز به أو ننمايند . 9 - كودك شير را پيش از تمام شدن سال دوم خورده باشد ، پس اگر تمام شير يا بعضي از آن بعد از دو سال باشد اثرى ندارد ، ولى چنانچه از موقع زاييدن زن شير ده بيشتر از دو سال گذشته وشير أو باقي باشد وكودكى را شير دهد ، بنابر احتياط واجب كساني كه به واسطه شير خوردن به أو محرم مىشوند با أو ازدواج نكنند ونگاه محرمانه نيز به أو ننمايند . " مسأله 2698 " بايد كودك در بين يك شبانه روز غذا يا شير زن ديگر را نخورد ، ولى اگر كمي غذا بخورد كه نگويند در آن بين غذا خورده اشكال ندارد . ونيز بايد پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد ودر بين پانزده مرتبه شير زن ديگر را نخورد ودر هر دفعه بدون فاصله شير كامل بخورد ، ولى اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند يا كمي صبر كند به طورى كه از ابتداى پستان به دهان گرفتن تا وقتي كه سير مىشود يك دفعه حساب شود اشكال ندارد . " مسأله 2699 " اگر كسى دو زن داشته باشد ويكى از آنان كودكى را مثلا هشت مرتبه وديگرى هفت مرتبه شير دهد آن كودك به كسى محرم نمىشود .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 481 | الشيخ المنتظري