جارى نمايد .
" مسأله 1063 " اگر نماز احتياط وقضاى يك سجده يا قضاى يك تشهد يا دو سجده
سهو بر أو واجب شود ، بايد أول نماز احتياط را بجا آورد .
" مسأله 1064 " اگر در شماره ركعتهاى نماز شك كند به گونه اى كه نماز احتياط بر
أو واجب شود ، ولى بعد از نماز شك أو بر طرف گردد ، چند صورت دارد :
الف - اگر پيش از شروع در نماز احتياط بفهمد نمازى كه خوانده درست بوده ، لازم
نيست نماز احتياط را بخواند ، واگر در بين نماز احتياط بفهمد لازم نيست آن را تمام نمايد .
ب - اگر پيش از شروع در نماز احتياط بفهمد ركعتهاى نمازش كم بوده ، چنانچه كارى
كه عمدى وسهوى آن نماز را باطل مىكند انجام نداده بايد آنچه را از نماز نخوانده بخواند
وبراي سلام بي جا دو سجده سهو بجا آورد ، واگر سهوا كلام بي جايى هم گفته باشد دو
سجده سهو نيز براي كلام بي جا بجا آورد . وچنانچه كارى كه نماز را باطل مىكند انجام
داده بايد نماز را دوباره بجا آورد .
ج - اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش به مقدار نماز احتياط بوده -
مثلا در شك بين سه وچهار ، يك ركعت نماز احتياط بخواند وبعد بفهمد نماز را
سه ركعت خوانده - نمازش صحيح است .
د - اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش كمتر از نماز احتياط يا بيشتر از
نماز احتياط بوده ، چنانچه كارى كه نماز را باطل مىكند بجا نياورده بنابر احتياط واجب
كسرى نماز را به نماز متصل نموده ودو سجده سهو براي سلام بي جا انجام دهد ونماز را
هم دوباره بخواند ، وچنانچه كارى كه نماز را باطل مىكند انجام داده فقط نماز را دوباره
بخواند .
ه - اگر در بين نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش بيشتر ويا كمتر از نماز احتياط بوده ،
بنابر احتياط واجب نماز احتياط را رها كند وكسرى نماز را بجا آورد ودو سجده سهو براي
سلام بي جا انجام دهد ونماز را هم دوباره بخواند .
و - اگر در بين نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش به اندازه نماز احتياط بوده ،
بنابر احتياط واجب نماز احتياط را تمام كند ونماز را هم دوباره بجا آورد .
" مسأله 1065 " اگر شك كند نماز احتياطى را كه بر أو واجب بوده بجا آورده يا نه ،
چنانچه وقت نماز گذشته است به شك خود اعتنا نكند . واگر وقت دارد در صورتي كه
مشغول كار ديگرى نشده واز جاى نماز برنخاسته وكارى هم كه نماز را باطل مىكند انجام
نداده است بايد نماز احتياط را بخواند ، واگر مشغول كار ديگرى شده يا كارى كه نماز را
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 198
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص١٩٨