ركوع ركن نيست ، واگر از روى فراموشى ترك شود نماز صحيح است .
" مسأله 834 " واجب است نمازگزار پيش از گفتن تكبيرة الاحرام وپس از آن
مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستادن تكبير گفته است .
" مسأله 835 " نمازگزار هنگام قيام بايد راست بايستد واز خم شدن به أطراف خود
بپرهيزد .
" مسأله 836 " موقعى كه نمازگزار ايستاده است بنابر احتياط واجب بايد بدنش آرام
بوده واز تكيه كردن به ديوار يا عصا ويا چيز ديگر خوددارى كند ، ولى اگر از روى ناچارى
ويا در حال خم شدن براي ركوع پاها را حركت دهد اشكال ندارد .
" مسأله 837 " اگر در موقعى كه ايستاده از روى فراموشى بدن را حركت دهد يا به
طرفي خم شود ويا به جايى تكيه كند اشكال ندارد . ولى در قيام موقع گفتن تكبيرة الاحرام
وقيام متصل به ركوع اگر چه از روى فراموشى باشد ، بنابر احتياط نماز را تمام كند ودوباره
بخواند ، هر چند در صورت تكيه دادن يا حركت از روى فراموشى صحت نماز خالى از
قوت نيست ، مگر آن كه ايستادن صدق نكند .
" مسأله 838 " كسى كه مىتواند درست بايستد اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه
به حال ايستادن معمولى نباشد ، نمازش باطل است .
" مسأله 839 " احتياط واجب آن است كه در موقع ايستادن هر دو پا روى زمين باشد ،
ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هر دو پا انداخته شود . وحركت دستها وانگشتها
اشكال ندارد ، گرچه بنابر احتياط مستحب آنها را هم حركت ندهند .
" مسأله 840 " اگر در بين خواندن حمد وسوره يا تسبيحات بدن نمازگزار بي اختيار
حركت كند به طورى كه از حالت آرام بودن خارج شود ، احتياط آن است كه پس از آرام
گرفتن دوباره همان جمله اى را كه در حال حركت خوانده بخواند .
" مسأله 841 " اگر نمازگزار بخواهد در نماز كمي جلو يا عقب رود يا كمي بدن را
به طرف راست يا چپ حركت دهد ، بنابر احتياط واجب بايد در آن حال چيزى نگويد .
" مسأله 842 " بنابر احتياط واجب در موقع گفتن ذكرهاى واجب نماز بلكه هنگام
گفتن ذكرهاى مستحبى نماز بايد بدن بي حركت وآرام باشد ، ولى جمله " بحول الله وقوته
أقوم وا قعد " را بايد در حال برخاستن بگويد .
" مسأله 843 " اگر در حال حركت بدن ذكرى بگويد - مثلا هنگام رفتن به ركوع يا
سجده تكبير بگويد - چنانچه آن را به قصد ذكر خاصي كه در نماز دستور داده اند بگويد ، بايد
احتياطا نماز را دوباره بخواند ، مگر اين كه به واسطه ندانستن مسأله بوده ودر ياد گرفتن هم
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص١٥٨