و چندين ترجمه و مقاله و بحث و تحقيق ، از ساليان پيش تا آخرين ايام زندگى در اين رابطه منتشر ساخت و در واقع در اين زمينه پيشتاز بود .
درست به خاطر دارم كه در سال 1347 استاد سيّد غلامرضا سعيدى كتاب كوچكى را تحت عنوان انديشههاى اسلامى اقبال تأليف دكتر محمد رفيعالدين ، كه ترجمه كرده بود به من تحويل داد تا در شهر قم چاپ شود و من كتاب را به مؤسسهء نشر دين و دانش سپردم و همان سال در قطع جيبى چاپ و منتشر گرديد . اما در سال گذشته وقتى به نسخهاى از آن نياز داشتم ، نزد هيچ يك از دوستان ، در قم و تهران ، در بايگانى ناشر ، در كتابخانههاى قم و تهران ، و حتّى در نزد استاد دكتر سيّد جعفر شهيدى هم نسخهاى از آن به دست نيامد و نسخهء من هم كه به « امانت » رفته بود ، مرجوع نشد ! سرانجام توسط برادر شهيد صادق گنجى ، « 1 » مسؤول وقت خانه فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در لاهور ، نسخهاى از « آكادمى اقبال » را تقاضا كردم كه در آنجا نيز يافت نشد ! ولى سرانجام برادرم حجتالاسلام على حجتى كرمانى ، نسخهاى را كه در سال 1347 به او هديه كرده بودم ، در كتابخانهء خود يافت و آن را به من داد تا مورد استفاده قرار گيرد . همين امر مرا واداشت كه به جمعآورى مجموعه مقالات و بحثها و رسالههاى استاد سيّد غلامرضا سعيدى در اين زمينه - اعم از ترجمه و تأليف - بپردازم كه خوشبختانه هم اكنون به عنوان دومين جلد از مجموعه آثار استاد سعيدى ، توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامى منتشر
هامش
( 1 ) . به هنگام نوشتن اين مقدمه « صادق گنجى » كوشا و پويا به خدمات فرهنگى ارزندهاى در « لاهور » مشغول بود . . . اما بههنگام چاپ آن ، او به شهادت رسيد و گنجينهاى از صداقت از ميان ما رفت ( به روزنامهء اطلاعات مورخ 9 / 11 / 69 مقالهء نگارنده مراجعه شود ) .