آمد و مىگفت :
فتاتنا المنسوبة الكريمة * ميمونة الطلعة لا مشومة
اسب جوان پاكيزه نژاد ما خوششانس است ، نه بدشانس .
آنگاه به وليد گفت : اسب مرا نيز در مسابقه شركت ده ، وليد پذيرفت ؛ و از پيرزن پرسيد : اين جوال كه بر گردن دارى چيست ؟ پيرزن گفت : در ميان آن عقالهاى شتران جايزه مىباشد ! وليد گفت : آيا به اسب خود اطمينان دارى ؟ پيرزن گفت : اطمينانم مرا زير بار اين جوال برده است . آورده : كه در آن مسابقه اسب پيرزن مسابقه را برد و او صد شتر را گرفت . و نيز گويد : اسبان از نژاد آن اسب در ميان عرب معروف است و به آنها « خيل العجوز » گويند . « 1 »
توبهء كارساز
أ فلا تائب من خطيئته قبل منيّته ؛ آيا توبهكنندهاى نيست كه پيش از رسيدن مرگش توبه كند ؟ !
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً ؛
« 2 »
محققا خدا توبهء آنهايى را مىپذيرد كه عمل ناشايسته را از روى نادانى مرتكب شوند پس از آنكه زشتى آن عمل دانستند بهزودى توبه كنند پس خدا آنها را مىبخشد و خدا ( به امور عالم ) دانا و به مصالح خلق آگاه است .
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ . . . ؛
« 3 »
كسىكه به اعمال زشت تمام عمر اشتغال ورزد تا آنگاه كه مشاهدهء مرگ كند در آن ساعت پشيمان شود و گويد : اكنون توبه كردم ، توبهاش پذيرفته نخواهد شد .
هامش
( 1 ) . ص 222 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 17 .
( 3 ) . همان ، آيهء 18 .