« لا تقل ما لا تعلم ؛ آنچه را نمىدانى مگو » . زيرا آن نوعى دروغ گفتن است .
در كتاب ادب ابن مقفع آمده : كسىكه هرچه شنيد مىگويد ، و كار ندارد از چه كسى شنيده دروغگوترين مردم است . و اين آفت راستگويى و سستكنندهء انديشه است ؛ بنابراين تا مىتوانى سخن نگو و اگر مىگويى چيزى بگو كه به آن باور داشته و باورت از روى دليل باشد .
« بل لا تقل كلّ ما تعلم ؛ بلكه هرچه مىدانى مگو » . زيرا غيبت هم گفتار از روى علم است ، و نيز كسىكه از مردى يا زنى كه معروف به فجور نبوده فحشايى مشاهده كند ولى چهار شاهد بر آن شهادت ندهد ، پس آن را افشا كند تهمتزننده محسوب شده مستحق حدّ افترا مىگردد .
خداى تعالى مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ؛
« 1 »
و آنانكه به زنان با عفّت مؤمنه نسبت زنا دهند و آنگاه چهار شاهد ( عادل ) بر دعوى خود نياورند آنان را به هشتاد تازيانه كيفر دهيد و ديگر هرگز شهادت آنها را نپذيريد كه مردمى فاسقند .
« فإنّ اللّه فرض على جوارحك كلّها فرائض يحتجّ بها عليك يوم القيمة ؛ زيرا خدا بر اعضا و جوارح تو واجباتى فرض نموده كه روز قيامت به سبب آنها بر تو احتجاج مىنمايد » .
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا ؛
« 2 »
و هرگز بر آنچه علم و اطمينان ندارى دنبال مكن كه ( در پيشگاه حكم خدا ) چشم و گوش و دلها همه مسئولند .
هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) آيهء 3 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 35 .