آمرزش مىطلبم از هرلذّت بردن به غير يادت و از هرآسايش بدون انست ، و از هر شادمانى بدون قربت ، و از هرسرگرمى بدون طاعتت . . . » .
به مناسبت نقل مىشود ، در مناقب آمده ! فرستادهء پادشاه روم از ابو بكر پرسيد :
كيست كه اميد به بهشت نداشته ، و نه از آتش مىترسد و نه از خدا ، و نه ركوع به جاى آورده و نه سجود ، و مردار و خون خورده ، و فتنه را دوست داشته و حق را دشمن ، و به ناديده گواهى مىدهد ؟ ابو بكر پاسخش ندانسته و عمر هم به او گفت : بر كفرت افزوده گرديد . امير المؤمنين عليه السّلام از آن باخبر شده فرمود : چنين كسى از اولياء اللّه است ؛ زيرا او اميد به بهشت نداشته و نه ترس از آتش ، بلكه از خدا مىترسد و اميدش به اوست ، و از ستم خدا نترسيده بلكه از عدل او مىترسد و در نماز ميت ركوع و سجود بهجا نياورده ، و ملخ و ماهى مىخورد با اينكه آنها ميتهاند ، و كبد مىخورد و آن خون است ، و به بهشت و آتش گواهى داده با اينكه آنها را نديده است ، و فرزندش را دوست داشته با اينكه آن فتنه ( آزمايش ) است ، و مرگ را دشمن داشته با اينكه آن حق است . « 1 »
18 الحكمة ( 382 )
و قال عليه السّلام : « لا تقل ما لا تعلم ، بل لا تقل كلّ ما تعلم ؛ فإنّ اللّه فرض على جوارحك كلّها فرائض يحتجّ بها عليك يوم القيمة » .
وظيفهء زبان
18 . امام عليه السّلام در حكمت ( 382 ) مىفرمايد : « آنچه را نمىدانى مگو ، بلكه هرچه مىدانى هم مگو ؛ زيرا خداوند بر اعضا و جوارح تو واجباتى قرار داده كه روز قيامت به سبب آنها بر تو احتجاج خواهد نمود » .
هامش
( 1 ) . ابن شهر آشوب ، مناقب ، ج 2 ، ص 180 .