وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً ؛
« 1 »
مبذّران و مسرفان برادر شيطانند و شيطان است كه سخت كفران نعمت پروردگار خود كرد .
معاويه ساكت شد
در كامل جزرى آمده : نصير ( ابو موسى بن نصير ) فرمانده نگهبانان معاويه بود ، ولى در جنگ صفين به همراه او نرفت ، معاويه به او گفت : مانع تو چيست با اينكه انفاق و بخشندگى من دربارهء تو ميان مردم معروف است ؟ نصير پاسخ داد : من تو را سپاس نكنم بهسبب كفر ورزيدن به كسىكه به سپاس گفتن از تو شايستهترست و او خداى عزّ و جلّ است . پس معاويه ساكت شد و به او چيزى نگفت . « 2 »
صعصعه در برابر معاويه
در مروج آمده : معاويه از صعصعة بن صوحان از وضع و حال اهل كوفه و بصره و حجاز و طايفه مضر و ربيعه پرسيد ، صعصعه از هركدام به او پاسخ داد و آنگاه معاويه ساكت شد . صعصعه به او گفت : بپرس و گرنه تو را از چيزى خبر خواهم داد كه از آن رو گردانى .
معاويه : آن چيست ؟ صعصعه : از شاميان . معاويه : بگو .
صعصعه : آنان فرمانبردارترين مردم براى مخلوق و عاصىترينشان براى خالقند ، گنهكاران خداى جبّار ، و جانشينان اشراراند ، هلاكشان باد و منزلگاهشان بدترين جا ( دوزخ ) . . . « 3 »
و نيز آورده صعصعه دربارهء اهل حجاز به معاويه گفت : آنان شتابندهترين مردم به سوى فتنه و ناتوانترينشان در برابر آن هستند جز اينكه داراى ثبات در دين و تمسّك به عروة اليقين ( اهل بيت عليهم السّلام ) مىباشند ، از امامان پاك پيروى و فاسقان تبهكار را از خلافت خلع مىكنند . معاويه پرسيد : نيكان و فاسقان كيانند ؟ صعصعه گفت :
اى پسر ابو سفيان ! از حيله به دور است آنكه آشكار و شفاف سخن بگويد ، على و
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 27 .
( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 539 .
( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 51 .