اطاعت پروردگار ) دامن به كمر زده و ساق برهنه نموده ، در مهلت زندگى دنيا بهسرعت در راه خدا كوشيده ، از ترس ( كيفر اعمال زشت ) به اعمال نيك مبادرت ورزيده دربارهء بازگشت به قرارگاهش ، و سرانجام آغاز و پايان زندگىاش مىانديشد » .
« اتّقوا اللّه تقيّة من شمّر تجريدا ؛ بترسيد از خدا ترسيدن كسىكه دامن به كمر زده و ساق برهنه نموده » .
« شمّر » يعنى دامنش را برداشت و آن را بالا زد . « تجريدا » مفعول له است يعنى به جهت برهنه نمودن ساق ( كنايه از آمادگى كامل ) .
« و جدّ ؛ و كوشيد » . اينگونه در نسخهء ( مصرى ) آمده ، و لكن در نسخهء « ثم » ، « و جرّد » آمده و « حد » دوم را به روايتى نسبت داده است ، و البته « جرّد » با سياق كلام انسب است ؛ زيرا به بلاغت در تعبير نزديكتر مىباشد ، مضافا به اينكه نسخهء « ثم » كه به دستخط مصنف كتاب است ، اينگونه تعبير نموده است .
« تشميرا ؛ به جهت آمادگى ( در طاعت خدا ) . به اينكه تمام واجبات الهى را امتثال ، و محرمات را ترك نمايد ، چنانكه خداى تعالى فرموده :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ؛
« 1 »
از خدا بترسيد آنگونه كه شايسته است .
« و كمش ؛ و سرعت نمود » . اينگونه در نسخهء « مصرى » آمده و لكن صحيح « انكمش » مىباشد . چنانكه در ساير نسخ آمده است ، و معناى آن سرعت نمودن است .
« في مهل ؛ در فرصت » ، يعنى در فرصت عمر .
« و بادر عن وجل ؛ و از ترس ( كيفر اعمال زشت به اعمال نيك ) مبادرت ورزيد » .
« وجل » ، يعنى خوف . خداى تعالى مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ * أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ ؛
« 2 »
و آنانكه آنچه وظيفهء بندگى و ايمان است بهجاى آورده و باز از روزى كه
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 101 .
( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 59 و 60 .