( حظّ روحانى و ابدى ) نفوس آنها را از يادشان برد ، آنان به حقيقت بدكاران عالمند .
هرگز اهل جهنم و اهل بهشت باهم يكسان نيستند ، اهل بهشت به حقيقت سعادتمندان عالمند .
داستان امير المؤمنين عليه السّلام با كليب جرمى
امير المؤمنين عليه السّلام به كليب جرمى ، كه گروهى از اهل بصره او را به نزد امام عليه السّلام فرستاده بودند تا از موضع آن حضرت عليه السّلام در قبال اهل جمل آگاه شود و به آنان خبر دهد تا شك و شبهه از آنان بر طرف گردد پس امام عليه السّلام توضيحات لازم را براى او داد بهگونهاى كه يقين كرد كه آن حضرت عليه السّلام بر حق است . آنگاه به او فرمود : حال بيعت كن . ( كليب ) گفت : من فرستاده قومى هستم و بايد به نزد آنان بازگشته در اين باره از ايشان نظر بخواهم ، امام عليه السّلام به او فرمودند : اگر آنان تو را درپى يافتن آب و گياه فرستاده بودند و تو به نزد آنان بازگشته و جائى را معرفى مىكردى و سپس آنان به محل خشك ديگرى مىرفتند . چه مىكردى ؟ گفت : آنان را ترك مىگفتم ، امام عليه السّلام فرمودند : حال هم دستت را براى بيعت دراز كن . كليب گويد : در اين موقع كه حجت بر من تمام شده بود ديگر نتوانستم امتناع ورزم . « 1 »
و أناة المقتبس المرتاد ؛ و در كسب نور الهى تأمل و انديشه كنند . در صحاح گويد :
تانّى في الأمر ؛ يعنى تأمّل نمود و انتظار كرد . . . و اسم مصدر ، أناة ( درنگ و بردبارى ) مانند قناة . و قبس ، پارهاى از آتش ، و همچنين مقباس .
في مدّة الأجل ؛ در مدّت عمر .
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ * وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
« 2 » ؛
و از آنچه روزى شما كرديم در راه خدا انفاق كنيد پيش از آنكه مرگ بر يكى از
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 299 .
( 2 ) . منافقون ( 63 ) آيهء 10 و 11 .