تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
تُؤْوِيهِ * وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ * كَلَّا . .
. « 1 » ؛ آن روز كافر بدكار آرزو كند كه كاش توانستى فرزندانش را فداى خود سازد و از عذاب برهد و هم زن و برادرش و هم خويشان قبيله‌اش كه هميشه حمايتش كردند و هركه روى زمين است همه را فداى خويش گرداند تا مگر خود از آن عذاب نجات يابد ، و هرگز ( به فدا ) نجات نيابد .
وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ . .
. « 2 » ؛ و اگر مردم ستم‌كار ظالم هرآن‌چه در زمين است دوبرابر دارا باشند البته خواهند براى نجات خود از سختى عذاب قيامت همه را فدا كنند ( مگر نجات يابند ) . و هوت الأفئدة كاظمة ؛ دل‌ها افسرده . در صحاح گويد : هوى ؛ يعنى افتاد ، سقوط كرد . . . و كظم الغيط ، يعنى خشم را فرونشاند .

صداها آهسته

و خشعت الأصوات مهينمة ؛ صداها آهسته . مهينمة - به تقديم نون بر ميم . در صحاح گويد : هينمه ، يعنى آواز آهسته .
. . . وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً
« 3 » ؛ و صداها پيش خداى رحمن خاشع و خاموش گردد كه از هيچ‌كس جز زير لب و آهسته صدايى نخواهى شنيد .

عرق شرمسارى سرازير

و ألجم العرق ؛ عرق شرمسارى در دهن . « حد » آورده : در حديث آمده : عرق چنان از سر و روى دوزخيان سرازير باشد كه
هامش
( 1 ) . معارج ( 70 ) آيهء 11 - 15 . ( 2 ) . زمر ( 39 ) آيهء 47 . ( 3 ) . طه ( 20 ) آيهء 108 .