مضارع جرى كه معناى جمله چنين مىشود : در آن روز هيچچيز هرچند حقير و كوچك در ديوان محاسبهء الهى نباشد و نيايد جز به حق و انصاف ، كه در معناى آيهء شريفه مىشود :
لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ
« 1 » ؛ امروز به هيچكس ستم نخواهد شد كه خدا حساب خلق به يك لحظه انجام مىدهد ، بعضى « يجز » خواندهاند ، مضارع جاز ؛ يعنى در آن روز كوچكترين حركتى از بندگان تجويز و ترخيص نشود جز آنكه آن را به حق انجام داده باشد . و گروهى نيز « يجر » خواندهاند ، مضارع جار كه بهمعناى عدول از راه است ؛ يعنى در آن روز هيچ عمل كوچكى از حساب پروردگار نگذرد مگر به حقّ بجز اعمال مباح و بيهودهاى كه فايدهاى در ثبت و ضبط آنها نيست و تكليف بر آنها بار نمىشود . « 2 »
مؤلف : صورت اخير توجيه صحيحى ندارد ؛ زيرا ارجاع ضمير بحقه به لفظ « جور » معناى درستى نمىدهد .
و نيز « حد » به نقل از راوندى گفته : خرق بصر مرفوع است بنابر نايب فاعل بودن ، و سپس گفته : براى اين سخن معنايى به ذهنم نمىرسد . « 3 »
مؤلف : ظاهرا راوندى ، « لم يجز » بهصورت مجهول خوانده مأخوذ از جزاء ، نظير آيهء شريفهء
هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 4 » ؛
آيا در محكمهء عدل خدا جز آنچه كردند كيفر آنها خواهد بود .
كه البته اين وجه از ساير وجوه اقرب به صواب است .
و معناى « خرق بصر في الهواء » افتادن نگاه است در هوا ، و همس آهستهترين صداى پا ، خداى تعالى مىفرمايد :
. . . فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً
« 5 » ؛ جز آهسته صدايى نخواهى شنيد .
فكم حجة يوم ذاك داحضة ؛ چهبسيار حجتها كه در آن روز باطل گردد . در
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 17 .
( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 244 .
( 3 ) . همان ، ص 218 .
( 4 ) . شورى ( 42 ) آيهء 16 .
( 5 ) . طه ( 20 ) آيهء 108 .