در آن غرق بودند ( مرگ آمد ) و از همه چشم پوشيدند و ما آن ناز و نعمتها را از قوم گذشته ارث به قوم ديگر داديم . و بر مرگ آن گذشتگان هيچ چشم زمين و آسمان نگريست و بر هلاكشان مهلت ندادند .
همانا اين جماعت وارث ملك ديگران بودند پس موروث گرديدند ( ملك و مالشان ارث به ديگران رسيد ) . اينان سپاس نعمت خدا را به جاى نياوردند و دنياى آنان به سبب گناه و نافرمانىشان از ايشان سلب گرديد . آنگاه به اصحاب خود فرمود :
بترسيد از كفران نعمت تا نقمت جاىگزين آن نگردد . « 1 »
و الشّحيح بك ؛ كه از گمراهى تو نگران است . در صحاح گويد : شحّ بهمعناى بخل آميخته با حرص است . . .
و لنعم دار من لم يرض بها دارا ، و محلّ من لم يوطّنها محلّا ؛ دنيا خوب خانهاى است براى آنكه به آن دل نبندد ، و خوب جايى است براى آنكه آن را وطن خود نداند .
يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ
« 2 » ؛
اى قوم ! اين زندگانى ( فانى ) دنيا متاع ناچيزى بيش نيست و سراى آخرت منزلگاه ابدى است .
. . . وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 3 » ؛
و زندگانى اگر مردم بدانند در حقيقت دار آخرت است .
سعادتمندان با دنيا
و انّ السعداء بالدنيا غذا هم الهاربون منها اليوم ؛ همانا سعادتمندان با دنيا در فرداى قيامت كسانى هستند كه امروز از آن گريزانند .
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ * وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ * أُولئِكَ
هامش
( 1 ) . صفين ، ص 76 .
( 2 ) . غافر ( 40 ) آيهء 39 .
( 3 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 64 .