تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
در آن غرق بودند ( مرگ آمد ) و از همه چشم پوشيدند و ما آن ناز و نعمت‌ها را از قوم گذشته ارث به قوم ديگر داديم . و بر مرگ آن گذشتگان هيچ چشم زمين و آسمان نگريست و بر هلاكشان مهلت ندادند . همانا اين جماعت وارث ملك ديگران بودند پس موروث گرديدند ( ملك و مالشان ارث به ديگران رسيد ) . اينان سپاس نعمت خدا را به جاى نياوردند و دنياى آنان به سبب گناه و نافرمانىشان از ايشان سلب گرديد . آن‌گاه به اصحاب خود فرمود : بترسيد از كفران نعمت تا نقمت جاىگزين آن نگردد . « 1 » و الشّحيح بك ؛ كه از گمراهى تو نگران است . در صحاح گويد : شحّ به‌معناى بخل آميخته با حرص است . . . و لنعم دار من لم يرض بها دارا ، و محلّ من لم يوطّنها محلّا ؛ دنيا خوب خانه‌اى است براى آن‌كه به آن دل نبندد ، و خوب جايى است براى آن‌كه آن را وطن خود نداند .
يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ
« 2 » ؛ اى قوم ! اين زندگانى ( فانى ) دنيا متاع ناچيزى بيش نيست و سراى آخرت منزلگاه ابدى است .
. . . وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
« 3 » ؛ و زندگانى اگر مردم بدانند در حقيقت دار آخرت است .

سعادت‌مندان با دنيا

و انّ السعداء بالدنيا غذا هم الهاربون منها اليوم ؛ همانا سعادت‌مندان با دنيا در فرداى قيامت كسانى هستند كه امروز از آن گريزانند .
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ * وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ * أُولئِكَ
هامش
( 1 ) . صفين ، ص 76 . ( 2 ) . غافر ( 40 ) آيهء 39 . ( 3 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 64 .