و تواضعت من ضعيف ما أجرأك على معصيته ؛ و تو با اين ضعف و ناتوانى چه قدر بر معصيت او گستاخ . تواضعت در اينجا براى تعجب است ؛ مانند تعالى در فقرهء قبل ؛ يعنى خداى تعالى چهقدر بلندمرتبه و نيرومند است با آن كرامت و بخشش كه دارد و تو اى انسان ! چهقدر ضعيف و خوارى با اين جرئت و گستاخى .
ستر و فضل الهى
و أنت في كنف ستره مقيم ؛ حال آنكه در پناه ستر او بهسر مىبرى . در صحاح گويد : كنف - با حركت - بهمعناى جانب است و كنيف ، پوشش ، و سپر را « كنيف » نامند ، زيرا انسان را مىپوشاند و به همين جهت هم آيين و مذهب را كنيف گويند ، و نيز حظيرهء شتر ، كه از درخت و شاخه سازند . . . .
شيخ صدوق رحمه اللّه در خصال از امام محمد باقر عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : خداى تعالى فرموده : اى فرزند آدم ! بر تو به سه چيز تفضّل نمودم : بر تو پوشاندم زشتىهايى را كه اگر نزديكان تو اطلاع مىيافتند تو را دفن نمىكردند ؛ و به تو روزى فراوان داده از تو قرض خواستم ، ولى تو براى خود خيرى از پيش نفرستادى ، و به هنگام مرگت در يك سوم مالت به تو مهلت انجام دادن كار نيك دادم ، ولى براى خودت كار خيرى نكردى . « 1 »
و في سعة فضله متقلّب ؛ و در وسعت فضل و كرامتش مىكوشى .
. . . وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً . .
. « 2 » ؛
و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را براى شما فراوان فرمود .
فلم يمنعك فضله ، و لم يهتك عنك ستره ؛ پس فضل خود را از تو باز نداشته و پردهء سترش را از تو برنگرفته است . از آن حضرت عليه السّلام نقل شده كه فرمود : لو تكاشفتم ما تدافنتم ؛ اگر پرده از عيب و عارتان برداشته مىشد يكديگر را دفن نمىنموديد .
در اصول كافى از امام كاظم عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : همانا خدا را فريادگرى است كه
هامش
( 1 ) . خصال ، ج 1 ، ص 154 .
( 2 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 20 .