پيش از مردنت . « 1 »
و في الفسحة قبل الضّيق ؛ و در وسعت پيش از تنگنايى . در صحاح گويد : فسحة ، فراخى و وسعت است .
فاسعوا في فكاك رقابكم ؛ بكوشيد در آزادى جانتان .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مرد خداترس
در خبر آمده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روزى بسيار گرم در سايهء درختى نشسته بود ، ناگهان مردى را ديد كه لباسهاى خود را بيرون آورده با بدن برهنه در ميان شنزار داغ مىغلتد ، و پشت و رو بر خاك مىمالد . و به خود خطاب مىكند : اى نفس ! بچش ؛ چرا كه آنچه از عذاب نزد خدا مهياست عظيمترست ، و آنگاه لباسش را پوشيده و رفت . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با دست مبارك به او اشاره نمود و وى را به حضور طلبيد ، سپس به او فرمود : اى بندهء خدا ! كارى انجام دادى كه پيش از تو از هيچكس نديده بودم ، بگو علتش چيست ؟ پاسخ داد : ترس از خدا . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : حقا كه از خدا ترسيدهاى ، آنگونه كه حق آن است . « 2 »
من قبل أن تغلق رهائنها ؛ پيش از آنكه در گرو بمانيد . در صحاح گويد : « غلق الرهن غلقا ؛ يعنى مرتهن ( گروگير ) گرو را مستحق گرديد به علت عدم آزادى آن از طرف راهن ( گرودهنده ) در وقت تعيين شده . » زهير گفته :
و فارقتك برهن لا فكاك له * يوم الوداع فأمسى الرهن قد غلقا ؛
جدا شدم از تو در روز وداع به رهنى كه آزادى نداشت ، ديرى نپاييد كه آن رهن در گرو ماند .
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ؛
« 3 »
هرنفسى در گرو عملى است كه انجام داده است .
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى ، امالى ، ج 2 ، ص 139 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 378 .
( 3 ) . مدّثر ( 74 ) آيهء 38 .