از كتاب كنز الفوائد نقل شده :
مردى به ابن سيرين گفت : خواب ديدم گويا روغن زيتون را در درخت زيتون ريختهام . گفت : كنيزى خريدهاى كه مادرت مىباشد - زيرا زيتون اصل زيت ( روغن ) است - و چون تحقيق كرد معلوم شد كنيزش مادر او بوده كه در كودكى او به اسارت در آمده است . « 1 »
نيز آورده : مردى به ابن سيرين گفت : در خواب ديدم گويا دانههاى درّ در گردن خوك مىآويزم . ابن سيرين گفت : گمانم حكمت را به نااهل تعليم مىكنى و اين واقعيّت داشت . « 2 »
دميرى آورده : مردى به ابن سيرين گفت : در خواب ديدم گويا گنجشكها را مىگيرم و بالهايشان را كوبيده و در دامن خود قرار مىدهم . ابن سيرين گفت : آيا درس قرآن مىدهى ؟ گفت : آرى . گفت : از خدا بترس دربارهء كودكان مسلمين . « 3 »
نيز آورده : مردى به ابن سيرين گفت : در خواب ديدم گويا گنجشكى در دست دارم و مىخواهم آن را ذبح كنم و گنجشك به من مىگويد : خوردن من بر تو حرام است . ابن سيرين گفت : تو مردى هستى كه صدقه مىخورى در حالىكه مستحقّ آن نيستى . « 4 »
در كتاب حليه آمده :
مردى به ابن سيرين گفت : در خواب ديدم گويا از ميان جام بلورى ، عسل زبان مىزدم . ابن سيرين گفت : از خدا بترس و به تلاوت قرآن باز گرد ، كه آن را از ياد بردهاى . « 5 »
هامش
( 1 و 2 ) - بحارالأنوار : 61 / 206 .
( 3 و 4 ) - حياة الحيوان : 2 / 166
( 5 ) - حلية الأولياء : 2 / 278