تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
در آن به زحمت مىافتد چنانچه آدم به زحمت افتاد . « 1 »

4 - هشت دانه رطب

امالى مفيد : حنّان بن سدير صيرفى مىگويد : پدرم گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم كه در پيش روى آن حضرت صلى الله عليه و آله طبقى بود ، و روى طبق حوله‌اى كشيده شده بود . پيش رفتم و بر آن حضرت صلى الله عليه و آله سلام كردم . به من جواب داد . و آن‌گاه حوله را از روى طبق برداشت ، و در ميان طبق رطب بود . پس شروع كرد به تناول نمودن . نزديكتر رفتم و گفتم : يا رسول‌اللَّه ! يك دانه رطب به من بده . به من داد و آن را خوردم . دوباره گفتم : يك دانه ديگر بده ، به من داد و خوردم . و باز هم تقاضا نمودم تا هشت دفعه . و چون بار نهم خواستم ، فرمود : كافى است . در اين موقع از خواب بيدار شدم ، فردا به محضر امام صادق عليه السلام شرفياب شدم ، ديدم در پيش روى آن حضرت عليه السلام سبدى است كه روى آن حوله‌اى است مانند آنچه در پيش روى رسول خدا صلى الله عليه و آله در خواب ديده بودم . بر آن حضرت عليه السلام سلام نمودم . به من پاسخ داد . آن‌گاه حوله را از روى سبد برداشت ، در آن رطب بود ، شروع كرد به تناول نمودن . من از مشاهدهء اين رويداد بسيار تعجب كردم و گفتم : فدايت شوم يك دانه رطب به من بده . حضرت عليه السلام دانه‌اى داد ، آن را خوردم ، دوباره خواستم و آن حضرت عليه السلام داد تا هشت دانه . و چون بيشتر خواستم به من فرمود : اگر جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله به تو بيشتر داده بود ، من هم بيشتر مىدادم .
هامش
( 1 ) - كافى : 8 / 292 / ح 446
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 234 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى