خوابى كه من از پيش ديدم كه خداى من آن خواب را واقع و محقّق گردانيد » .
3 - خواب دو يار زندانى حضرت يوسف عليه السلام :
« وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » .
« 1 »
« و دو جوان همراه او وارد زندان شدند ؛ يكى از آن دو گفت : من در خواب ديدم كه ( انگور براى ) شراب مىفشارم و ديگرى گفت : من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مىكنم و پرندگان از آن مىخورند ، ما را از تعبير اين خواب آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مىبينيم » .
4 - خواب عزيز مصر :
« وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ » .
« 2 »
« پادشاه گفت : من در خواب ديدم هفت گاو چاق را كه هفت گاو لاغر را مىخورند و هفت خوشهء سبز و هفت خوشهء خشكيده ( كه خشكيدهها بر سبزها پيچيدند و آنها را از بين بردند ) ، اى جمعيّت اشراف ! دربارهء خواب من نظر دهيد اگر خواب را تعبير مىكنيد » .
5 - خواب رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء جنگ بدر :
« إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلًا وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ » .
« 3 »
« در آن هنگام كه خداوند ، تعداد آنان را در خواب به تو كم نشان داد
هامش
( 1 ) - يوسف : 36 .
( 2 ) - يوسف : 43 .
( 3 ) - انفال : 43