86 - بچهء زنده در شكم مادر مرده
( 1 ) امير المؤمنين - عليه السلام - مىفرمود : هرگاه زنى بميرد و بچهء زندهاى در شكم داشته باشد بايد شكمش را شكافته و فرزند را بيرون بياورند « 1 » .
و نيز فرمود : اگر بچهاى در شكم مادر بميرد و جان مادر در خطر باشد در صورتى كه زنان متخصص وجود نداشته باشند جايز است كه مرد با دست بچه را پارهپاره كند و او را بيرون بياورد « 2 » .
87 - مرد ناخوانده
( 2 ) حضرت امير - عليه السلام - چند نفر را به جرم دزدى زندانى كرد . مردى نزد آن حضرت آمده گفت : يا امير المؤمنين ! من هم با ايشان دزدى كرده ولى توبه نمودهام .
حضرت على - عليه السلام - دستور داد بر او حدّ جارى كنند و اين شعر را به عنوان مثل برايش خواند :
و يدخل رأسه لم يدعه احد * بين القرينين حتى لزّه القرن
« نخوانده سر را در بين دو شترى كه با ريسمان به هم بسته بودند داخل كرد و بناچار در ريسمان گرفتار شد و شتران او را مىكشيدند » « 3 » .
( كنايه از كسى كه بدون جهت خود را گرفتار مىكند ) « 4 » .
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 3 ، ص 206 ، حديث 2 .
( 2 ) - فروع كافى ، ج 3 ، ص 206 ، حديث 2 .
( 3 ) - كنايات ، جرجانى ، ص 100 ، الباب الثانى و العشرون .
( 4 ) - در صورت صحت خبر ، حمل مىشود به موردى كه ادّعاى توبهء دزد ثابت نباشد ، به قرينهاى كه اگر توبه نموده بود مال را به صاحبش برمىگرداند ، ولى اگر توبهء او ثابت شود مستحق حدّى نيست ، چنانچه از امام صادق - عليه السلام - نقل شده كه فرمود : سارق هرگاه خودش با حالت توبه بيايد مال مسروقه به صاحبش ردّ شده و دست او قطع نمىگردد . ( مؤلّف )