38 - آزادى اول فرزند
( 1 ) امير المؤمنين - عليه السلام - دربارهء مردى كه با « وليده » ديگرى ازدواج نموده و مالكش گفته بود كه اول فرزندى كه بزايد آزاد باشد ، و زن ، دوقلو زاييده بود ، فرمود :
هر دو را آزاد كن « 1 » .
39 - چشم مىبيند و دست مىگيرد
( 2 ) مردى پرندهاى را دنبال كرده تا اين كه بر درختى افتاد و مرد ديگرى آن را بگرفت . امير المؤمنين - عليه السلام - دربارهء آنان فرمود : چشم مىبيند و دست مىگيرد « 2 » . و نيز فرمود : پرنده هرگاه قادر بر پرواز شود صيد است و براى هر كس كه او را بگيرد حلال مىباشد « 3 » .
40 - انتقال وصيت
( 3 ) مردى شخص غايبى را وصى خود كرد ، اتفاقا وصى قبل از موصى درگذشت امير المؤمنين فرمود : وصيت به ورثهء وصى منتقل مىشود « 4 » .
41 - اشتباه در تعيين دزد
( 4 ) دو نفر نزد حضرت امير - عليه السلام - به دزدى مردى گواهى دادند ، آن حضرت طبق گواهى ايشان دست آن مرد را قطع كرد ، پس از مدتى باز همان دو شاهد شخص ديگرى را نزد آن حضرت آورده و گفتند : اين دزد است و ما در تعيين مرد
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 6 ، ص 195 ، حديث 7 .
( 2 ) - فروع كافى ، ج 6 ، ص 223 ، حديث 6 .
( 3 ) - فروع كافى ، ج 6 ، ص 223 ، حديث 5 .
( 4 ) - فروع كافى ، ج 7 ، ص 13 ، حديث 1 .