14 - شمارهء طلاقهاى كنيزان
( 1 ) سروى در « مناقب » آورده : مردى نزد عمر آمده و از شمارهء طلاقهاى كنيزان پرسش نمود ، عمر جوابش را نداد و به امير المؤمنين - عليه السلام - رو كرده و عرضه داشت : چند دفعه طلاق به اين مرد بگويم ؟ آن حضرت با دو انگشت اشاره كرد ؛ يعنى دو دفعه .
عمر به آن مرد گفت : آيا اين مرد را مىشناسى ؟ گفت : نه .
عمر گفت : اين مرد على بن أبي طالب صاحب مجد و بزرگى است « 1 » .
15 - عثمان ندانست
( 2 ) مردى دو زن داشت ؛ يكى از انصار و ديگرى از بنى هاشم ، زن انصاريش را طلاق گفته و پس از چندى در گذشت . زن انصارى نزد عثمان گواه آورد كه هنگام مردن شوهر در عدّهء طلاق بوده و از او ارث مىبرد ، عثمان حكمش را ندانست و آنان را به نزد امير المؤمنين - عليه السلام - برد ، آن حضرت در پاسخ مسأله فرمود : اگر زن انصارى سوگند ياد مىكند كه در موقع وفات شوهر سه دفعه حيض از طلاقش نگذشته از او ارث مىبرد و گرنه ارث نمىبرد .
عثمان به زن هاشمى رو كرده و گفت : اين قضاوت كه شنيدى قضاوت پسر عمت على بود آيا آن را قبول دارى ؟
گفت : آرى ، و اينك زن انصارى سوگند ياد كند و ارث ببرد . ولى زن انصارى از قسم خوردن امتناع ورزيد و از ميراث صرفنظر كرد « 2 » .
* * *
هامش
( 1 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه - عليه السلام - فى عهد الثانى ، ج 1 ، ص 500 .
( 2 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه - عليه السلام - فى عهد عثمان ، ج 1 ، ص 501 .