چهل بار قسم ياد نموده او را آزاد كرد و آنان را از يكديگر جدا نمود « 1 » .
مؤلف : ولى اينجا چه جاى « قسامه » است !
2 - گواهى مرد خصى
( 1 ) « قدامة بن مظعون » شراب نوشيده او را نزد عمر آوردند ، دو نفر بر آن گواهى دادند ؛ يكى « عمرو تميمى » كه خصى بود ، و ديگرى « معلى بن جارود » ، يكى از آنان گواهى داد كه او را در حال نوشيدن شراب ديده ، و ديگرى كه او را در حال قى كردن شراب . عمر جمعى از اصحاب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را طلبيده تا او را در حل اين مشكل يارى دهند ، امير المؤمنين - عليه السلام - نيز با آنان تشريف آورد . عمر به آن حضرت رو كرده و گفت : يا ابا الحسن ! نظر شما در اين قضيه چيست ؟ زيرا شما همان كسى هستيد كه پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در حقتان فرموده : « يا على ! قضاوت تو از تمام اين امت صحيحتر ، و دانشت زيادتر مىباشد » و اكنون اين دو شاهد در شهادتشان اختلاف است .
حضرت امير - عليه السلام - فرمود : در گواهيشان اختلافى نيست . و آن كسى كه بر قى كردن شهادت داده بر آشاميدن گواهى داده است ؛ زيرا قطعا شراب نوشيده كه آن را قى كرده است .
باز عمر گفت : آيا گواهى مرد خصى پذيرفته مىشود ؟
امام - عليه السلام - فرمود : آرى . نداشتن ريش مانند نداشتن بعض از اعضاى ديگرست و زيانى به شهادت نمىرساند « 2 » .
3 - مخالفت مغرضانه
( 2 ) كنيزى كه با مولاى خود قرارداد مكاتبه بسته و 4 / 3 او آزاد شده بود زنا كرد ، او
هامش
( 1 ) - اغانى ، ج 11 ، ص 99 .
( 2 ) - فروع كافى ، كتاب الشهادات ، باب النوادر ، حديث 2 .