فرمود : 1 - يك ضربه شمشير هر جا برسد .
2 - بستن دست و پا و پرتاب از فراز كوه .
3 - سوزاندن با آتش .
مرد گفت : يا امير المؤمنين ! كداميك از اينها سختترست ؟
فرمود : سوزاندن با آتش .
مرد گفت : يا امير المؤمنين ! من همين را اختيار مىكنم . آن حضرت به او فرمود : پس خودت را براى آتش آماده كن .
مرد برخاست و دو ركعت نماز به جاى آورد و در تشهد نماز به درگاه خدا عرضه داشت : « خداوندا ! من از گناه خود به سوى تو بازگشت نموده و از كيفر اخروى آن ترسيده به نزد جانشين پيامبرت و پسر عمّش آمدم و از او تقاضاى پاك كردن نمودم و او مرا بين سه عقوبت مخيّر ساخت ، خدايا ! من سختترينش را برگزيده از تو مىخواهم اين عقوبت را كفّارهء گناهانم قرار دهى و مرا به آتش دوزخ نسوزانى » و آنگاه برخاسته با چشم گريان به طرف گودالى كه برايش حفر كرده بودند رهسپار گرديده و شعلههاى فروزان آتش را نظاره مىكرد . در اين هنگام امير المؤمنين - عليه السلام - به وى فرمود : اى مرد ! برخيز ! كه فرشتگان آسمان و زمين را به گريه آوردى و خداوند توبهات را قبول كرد ، برخيز و پس از اين به چنين گناهى بازگشت مكن « 1 » « 2 » .
مؤلف : در روايت هفتم از فصل هفتم خواهد آمد كه اگر مثبت حدّ ، اقرار خود جانى باشد امام مىتواند آن را ببخشد ، و اگر بيّنه باشد نمىتواند . و البته اين هم اختصاص به امام معصوم - عليه السلام - دارد چنانچه امام باقر - عليه السلام - مىفرمايد : « غير از امام كسى نمىتواند حدودى را كه براى خداست عفو نمايد » .
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، باب آخر من حد اللواط ، حديث 1 . تهذيب ، باب الحدود فى اللواط ، حديث 7 .
( 2 ) - و عجب اين كه عمر بر خلاف مقررات دينى مردم را به اقرار به حدود تهديد مىنموده ، چنانچه روايت هفتم از فصل هفتم گوياى اين مطلب است .