فصل چهارم قضايايى كه مدّعى را در حدود شرعى از اقرار منع و به انكار ترغيب نموده است !
1 - مردى كه به زناى خود اقرار كرد !
( 1 ) مردى نزد حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - آمده گفت : يا امير المؤمنين ! زنا كردهام مرا پاك كن .
امام - عليه السلام - از او روى گردانده و به وى فرمود : بنشين ! و آنگاه به حاضران رو كرده و فرمود : آيا نمىتواند كسى از شما كه مرتكب گناهى شده ، گناهش را پنهان بدارد چنانچه خداوند آن را پنهان داشته است . ( كنايه از اين كه بايد پنهان كند و اظهار ننمايد . و مقصود اصلى آن حضرت تعريض به اقراركننده بود تا از اقرار خوددارى كند . )
بار ديگر مرد برخاسته گفت : يا امير المؤمنين ! زنا كردهام مرا پاك گردان .
آن حضرت - عليه السلام - به وى فرمود : چه چيز سبب شد كه چنين اقرارى بر خود بكنى ؟ !
گفت : براى اين كه پاك شوم .
امام - عليه السلام - به وى فرمود : چه پاكى برتر از توبه ؟ و به اصحاب خود رو كرده با آنان به گفتگو مشغول گرديد .