حيرتزده به او نگاه مىكردم كه ناگهان اين گروه وارد خرابه شده مرا به آن حال ديده دستگيرم نمودند .
امير المؤمنين - عليه السلام - به حاضران فرمود : اينها را به نزد فرزندم حسن ببريد و از او حكم مسأله را بپرسيد . حضرت امام حسن - عليه السلام - در پاسخ آنان فرمود :
به امير المؤمنين بگوييد اگر چه اين مرد مسلمانى را كشته ، ولى جان ديگرى را از مرگ نجات داده است ، و خداوند مىفرمايد : «
وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً
؛ هر كس جانى را احيا كند مثل اين است كه همهء مردم را احيا كرده است » .
هر دو آزاد مىشوند . و خونبهاى مقتول از بيت المال پرداخت مىگردد « 1 » .
3 - جبران
( 1 ) گفتار خلافى از بشر بن عطارد به امير المؤمنين - عليه السلام - گزارش شد . امام شخصى را مأمور دستگيرى او نمود ، مأمور آن حضرت ، بشر را در طايفهء بنى اسد يافت ، در اين موقع نعيم بن دجاجه ، بشر را فرارى داد ، امير المؤمنين - عليه السلام - دستور داد نعيم را دستگير كرده نزد آن حضرت ببرند ، پس هنگامى كه نعيم را نزد امام آوردند به آن حضرت چنين گفت : همانا به خدا سوگند كه بودن با تو ذلت ، و جدايى از تو موجب كفر است !
امام - عليه السلام - چون اين را شنيد به او فرمود : تو را بخشيدم ؛ همانا خداى تعالى مىفرمايد : «
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ
« 2 » ؛ بديها را به آنچه كه بهتر است دفع كن » .
اما اين كه گفتى بودن با تو ذلت است گناهى است كه مرتكب شدهاى ، و اين كه گفتى جدايى از تو موجب كفر است حسنهاى است كه انجام دادهاى و سبب جبران آن گناهت شد ، پس او را آزاد نمود . « 3 »
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 7 ، ص 289 . تهذيب ، ج 10 ، ص 173 ، حديث 19 .
( 2 ) - سورهء مؤمنون ، آيهء 95 .
( 3 ) - فروع كافى ، ج 7 ، ص 268 ، حديث 40 .