فصل چهاردهم ابتكار در علوم ادبى
1 - صرف و نحو
( 1 ) « ابو الأسود دئلى » گويد : روزى به محضر حضرت امير - عليه السلام - شرفياب شده آن حضرت را متفكّر يافتم ، پس گفتم يا امير المؤمنين ! دربارهء چه فكر مىكنيد ؟ حضرت فرمود : در لغت شما خطاها و اشتباهاتى ديدهام مىخواهم در اين باره اصول و قواعدى وضع كنم تا خطاها اصلاح شود . گفتم اگر چنين كنيد ما را زنده نموده و اين لغت در ميان ما خواهد ماند . پس از چند روز نزد آن حضرت رفتم كاغذى پيش روى من گذاشت كه در آن نوشته بود :
بسم اللّه الرحمن الرحيم تمام كلمات يا اسمند ، يا فعل ، يا حرف . اسم آن است كه مسمايش را روشن كند ، و فعل آن است كه حركت و پديدهء مسمّى را ، و حرف داراى معنايى است كه نه اسم است و نه فعل . آنگاه به من فرمود : در اين باره تتبّع كن و آنچه كه به نظرت آمد بر آنها بيفزا . و بدان كه كلمات از نظر ديگر بر سه نوعند : ظاهر ، ضمير ، و چيزى كه نه ظاهر است و نه ضمير .
ابو الأسود مىگويد : مطالبى جمعآورى نموده خدمت آن حضرت - عليه السلام - عرضه داشتم كه از جملهء آنها حروف نصب بود ( مراد حروف مشبهة بالفعل است ) .