رفتار بر هارون گران آمده تصميم گرفت آن حضرت - عليه السلام - را سرافكنده كند ، به همين منظور مسائل مشكلى از آن حضرت - عليه السلام - سؤال نمود و آن حضرت - عليه السلام - پاسخ كافى به وى دادند آنگاه امام - عليه السلام - نيز از او يك سؤال نمود و آن اين كه : مردى به هنگام نماز صبح به زنى نظر افكند و نگاهش حرام بود ، پس به هنگام ظهر بر او حلال گرديد ، و در وقت عصر حرام شد ، و چون مغرب گرديد حلال شد به گاه عشاء بر او حرام گشت و در وقت صبح حلال گرديد ، به هنگام ظهر حرام شد و چون عصر گرديد حلال ، در وقت مغرب حرام ، و در موقع عشا ، حلال گشت !
هارون گفت : به خدا سوگند اى برادر عرب ! مرا در دريايى ژرف افكندى كه جز خودت كسى مرا از آن خلاصى نخواهد بخشيد .
آن حضرت - عليه السلام - فرمود : آن مرد هنگام صبح به كنيز ديگرى نظر افكند كه بر او حرام بود ، پس به هنگام ظهر آن را خريد بر او حلال شد ، هنگام عصر او را آزاد نمود حرام شد هنگام مغرب با او ازدواج نمود حلال گشت ، و در وقت عشا او را طلاق داد حرام گرديد ، هنگام صبح به او رجوع نمود حلال شد ، و در وقت ظهر با او « مظاهره » نمود بر او حرام گرديد ، هنگام عصر بندهاى ( به عنوان كفاره ) آزاد نمود حلال گشت ، و در وقت مغرب مرد مرتدّ گرديده زن بر او حرام شد و در هنگام عشاء توبه نموده به اسلام بازگشت زن بر او حلال گرديد « 1 » . آرى ، پاسخهاى آن حضرت - عليه السلام - به اين گونه مسائل پيچيده و دشوار سبب شد كه مردم اين علم را از آن بزرگوار ياد بگيرند ، چنانچه از علماى خاصه شيخ مفيد ( ره ) و ابن براج و از عامه حريرى در اين باره كتاب تأليف نمودهاند .
و از جمله مسائل مشكلى كه شيخ مفيد ( ره ) آورده يكى اين است كه : مردى غلامانى را بدون خريدارى و يا بخشش و يا صدقه و غنيمت جنگ و ميراث مالك گشته است .
هامش
( 1 ) - اعلام الناس فى بنى العباس ، ص 56 ، ( خلافة هارون ) .