امير المؤمنين - عليه السلام - راست گفته ، كتاب خدا را حفظ مىكند و آن غير مخلوق است « 1 » .
عمر : مىگويد : « و اصلّى على غير وضوء » .
على - عليه السلام - راست گفته ، بر پسر عمّم رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بدون وضو ، صلوات مىفرستد و آن جايز است .
عمر : از همهء اينها بالاتر مىگويد من در زمين چيزى دارم كه خدا در آسمان ندارد .
على - عليه السلام - : راست گفته ، او زن و فرزند دارد و خدا از آن منزه است .
در اين هنگام عمر گفت : اگر على بن ابى طالب - عليه السلام - نبود نزديك بود عمر هلاك شود « 2 » .
9 - چنين كسى از اولياء اللّه است
( 1 ) فرستادهء پادشاه روم از ابو بكر پرسيد ؛ چه كسى اميدى به بهشت ندارد و از آتش و خدا نمىترسد ، و ركوع و سجود بجا نمىآورد ، و مردار و خون مىخورد و فتنه را دوست مىدارد ، و با حق دشمن است و بر ناديده گواهى مىدهد ؟ ابو بكر به او پاسخ نداد و عمر به او گفت : بر كفرت افزوده شد .
امير المؤمنين - عليه السلام - با خبر گرديد ، پس فرمود : چنين كسى از اولياء اللّه است ؛ زيرا تنها اميدش به خداست نه بهشت او ، و از خدا مىترسد نه از آتش او و از ظلم خدا نمىترسد بلكه از عدالتش ، و در نماز ميت ركوع و سجود بجا نمىآورد
هامش
( 1 ) - ظاهرا نزاعى كه در زمان مأمون ميان متكلّمين رخ داده از اين كه آيا قرآن مخلوق است يا نه اصل آن چنين تعبيرى است كه در بعض اخبار آمده ، ولى حق اين است كه مقصود از « مخلوق » در خبر « مكذوب » است ، يعنى قرآن كتاب حقى است كه از جانب خداوند فرود آمده و دروغ در آن راه ندارد ، در برابر آنچه كه كفار مىگفتند : « ان هذا الّا اختلاق ؛ نيست اين كه محمد ( ص ) مىگويد مگر از خودش » ( مؤلف ) .
( 2 ) - مناقب گنجى شافعى .