- كدام آب بود كه نه از زمين بود و نه از آسمان ؟
- آبى بود كه سليمان براى بلقيس ، فرستاد ، كه عرق اسبانى بود كه در ميدان تاخته بودند .
- چه چيز است كه با نداشتن روح تنفّس مىكند ؟
- «
الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
؛ « 1 » سوگند به صبح ! آنگه كه تنفّس كند ( طلوع نمايد ) » .
- چه چيز است كه زياد و كم مىشود ؟
- قرص ماه است .
- چه چيز است كه نه زياد مىشود و نه كم ؟
- درياست .
- چه چيز است كه كم مىشود ولى زياد نمىگردد ؟
- عمر است « 2 » .
5 - سؤالات گروهى از يهود
( 1 ) گروهى از يهود نزد عمر آمده به او گفتند : تو والى و حاكم پس از پيامبرتان هستى و ما نزد تو آمدهايم تا مطالبى را از تو بپرسيم كه اگر صحيح به ما پاسخ گويى به تو ايمان آورده از تو پيروى خواهيم نمود .
عمر گفت : بپرسيد !
گفتند : ما را آگاه كن از قفلهاى آسمانهاى هفتگانه و كليدهاى آنها . و از كسى كه قوم خود را انذار نموده و نه پرى بود و نه آدمى ، و از پنج چيزى كه در رحمى آفريده نشدهاند ، و از يك و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و يازده و دوازده .
عمر ساعتى در فكر شد و آنگاه به آنان گفت : چيزى از عمر بن خطاب
هامش
( 1 ) - سورهء تكوير ، آيهء 17 .
( 2 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه ( ع ) فى عهد ابى بكر .