3 - سؤالات يهودى
( 1 ) مردى يهودى از حضرت امير - عليه السلام - پرسيد ؛ مرا آگاه كن از چيزى كه براى خدا نيست و چيزى كه نزد خدا نيست ، و چيزى كه خدا نمىداند .
آن حضرت - عليه السلام - به وى فرمود : آنچه را كه خدا نمىداند گفتار شما يهود است كه مىگوييد « عزير » پسر خداست و خدا براى خود پسرى سراغ ندارد .
و اما آنچه كه براى خدا نيست ، شريك است و آنچه كه نزد خدا نيست ستم بر بندگان است .
يهودى گفت : گواهى مىدهم كه خدا يكتا و يگانه است ، و محمد فرستادهء اوست « 1 » .
4 - سؤالات رأس الجالوت
( 2 ) « رأس الجالوت » از ابو بكر سؤالاتى نمود ، ابو بكر پاسخش را ندانست . او سؤالاتش را از حضرت امير - عليه السلام - پرسش نموده گفت : اصل و اساس تمام موجودات چيست ؟
فرمود : آب است ؛ زيرا خداوند مىفرمايد : «
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
؛ و قرار داديم از آب هر موجود زنده را » .
- كدام دو جماد بودند كه سخن گفتند ؟
- آسمان و زمين « 2 » .
- آن دو چيز كدامند كه زياد مىشوند و كم نمىگردند و مردم آنها را نمىبينند ؟
- شب و روز .
هامش
( 1 ) - توحيد ، صدوق ، باب القضاء ، ص 271 .
( 2 ) - قالتا اتينا طائعين .