مجنون و هفت پيكر و مخزن الاسرار و اسكندر نامه [ 1 ] از منظومات اوست .
نظامى عروضى
معاصر نظامى گنجهاى بود . كتاب مجمع النوادر [ 2 ] از مصنفات اوست . اشعار خوب دارد . گويند سلطان از او پرسيد نظامى غير از تو دگر كيست . گفت :
شعر
در جهان [ 3 ] سه نظامئيم اى شاه * كه جهانى ز ما بافغانند
زان يكى بندهام به خدمت شاه * و آن دو در مرو پيش سلطانند
گر چه همچون روان سخن گويند * ور چه همچون خرد سخن دانند
[ ور چه تحقيق در سخن امروز * هر يكى مفخر خراسانند ] [ 4 ]
من شرابم كه شان چو دريابم [ 5 ] * هر دو در كار خود فرو مانند
نظامى
[ صاحب تاج المآثر پسر اين نظامى است ] [ 6 ]
ناصر خسرو
در مذهب شيعهء [ سبعه ] [ 7 ] غلوى عظيم داشت و آن گروه او را حجت خوانند و او مردى حكيم بود و معاصر مستنصر فاطمى مغرب [ و بنام نزار دعوت كردى [ 8 ] ] . قرب صد سال عمر يافت . ولادتش در سنهء ثمان و خمسين و ثلاثمائة [ 9 ] . اشعار بالادست دارد .
اما از تعصب خالى نبود . كتاب روشنائى نامه از منظومات اوست .
هامش
[ 1 ] - م : اسكندر نامه و غيره
[ 2 ] - مقصود همان كتابى است كه بنام چهار مقاله معروف است ( رك : مقدمه مرحوم قزوينى بر چهار مقاله )
[ 3 ] - ب ، ر : سه نظاميم
[ 4 ] - م فقط - چهار مقاله چاپ آقاى دكتر معين : بحقيقت
[ 5 ] - ر : من بر آنم كه شان . . .
- ب : من سر رشته چو برتابم
[ 6 ] - ر ، ق ندارد - مقصود از تاج المآثر به نظر ميرسد همان تاريخ وقايع سلطنت قطب الدين آيبك و شمس الدين التتمش از سلاطين دهلى باشد كه در خلال سالهاى 602 تا 614 تأليف شده
[ 7 ] - ق ، ف
[ 8 ] - ب ندارد
[ 9 ] - به نظر مىآيد كه تولد وى در سيصد و نود و چهار بوده است چنان كه خود گويد :
بگذشت ز هجرت پس سيصد نود و چهار * بگذاشت مرا مادر بر تودهء اغبر